خدایا تو را برای آنچه هستی شکر٬ یا الله
محبوبم بودنت را و نزدیکیات را شکر٬ یا حی و یا قریب
نازنینا جبر و قهرت را شکر٬ یا جبِار و یا قهارِ
عزیزا قبض و بسطت را شکر٬ یا قابض و یا باسط
مهربانا بزرگی و دانایی و توانایی ات را شکر٬ یا عظیم و یا علیم و یا قادر
الهی شکرت ٬ شکری ویژه و مخصوص
شکری و چه گویم چه شکری
شکراً شکرا
خداجان تو را بخاطر تمام آنچه در زندگی٬ غم و ماتم و مصیبت مینامند شکر
بهترینا تو را برای تمام آنچه شادی و نعمت میدانند شکر
پروردگارا تو را بخاطر تمام داراییها و نداریها شکر
تو را برای آنچه بوده و هست و خواهد بود شکر
خدایا شکرت و حمدت را شکر
محبوبا شکر شکرت و شکر حمدت را شکر
دلبرا شکرت که شکرت که شکرت که...

الهی تو خود شاکری و تو خود شکوری
یا شاکر و یا شکور
یا صانع ما را آنچنان بساز
یا رب آنچنان تربیتمان کن
که بود و نبودمان٬ و سخن و سکوتمان٬ و نشستن و برخاستنمان٬ و خواب و بیداریمان
و خندیدن و گریستنمان و دم و بازدممان
و زندگی و مرگمان و هست و نیستمان
شکر تو و شکر تو باشد
خدایا والاترین هدایایت را شکر
الهی عشق را و عشق را و عشق را شکر
یا الله عشقت را به گستردگی زمینها و آسمانها شکر
به پهنای شکر پیامبران و نزدیکانت
به وسعت ظاهر و باطن و اول و آخر
الهی عشقت را به وسعت مهربانیت شکر
و الهی عشقت را به پهنای کرمت شکر
و الهی عشقت را به عظمت عشقت شکر
یا الله
عشقت را به عشقت شکر
خودت را به خودت شکر
یا شاکر و یا شکور
یا الله
خودت شکر خودت
یا خدا
خودت و خودت
الله

معاوضه خانه جهنمی با خانه بهشتی
سلام . نمی دونم چرا هر روز بعد از اینکه از محل کارم میام بیرون یک جور دلشـــــــــــوره بدی می گیــــــــــــرم.
اصلا هر چی به خونه نزدیکتر میشم این حس بد به دلم چنگ می زنه .وقتی دستـــــــــــــم رو روی زنگ می گذارم
مثل اینه که روی آتیش پا می زارم.اصلا می خوام که پا توی خونه نذارم.آخه می دونی چــــــــرا؟برای اینـــــــکه
وقتی که وارد خونه میشم به جای اینکه قشنگی های زن و زندگی به چشمم بیاد کم و کاستی ها وکیــــــنه کدورت
های گذشته جلوی چشمم رژه میره.آخر سر هم زبان تلخ و گزنده میانداری می کنه و بیا و ببین....
اما مدتی است که کلا حالم عوض شده .نه تنها از رفتن به سوی خانه مضطرب و ناراحت نمی شوم بلکه دلـــــم
برای خانه رفتن تنگ می شود .منتظر هستم که هر چه زودتر به سمت خانه پر بکشم.همه این زندگی روشن جدید
را از برکت ماه مبارک رمضان دارم.ازروزی که قرائت قرآن وارد خانه ما شد این کیه ها و دعواها شسته شد وبه
جایش صلح و صفا ،مهر و وفا گرفته است.باور نمی کنی این حدیث امام صادق (علیه السلام) راباچشم دل بخــوان:
«خانهای كه در آن قرآن تلاوت شود و یا خدای عزوجل شود بركتش فراوان، و ملائكه در آن حضور مییابــــــــند و شیاطین از آن دور میشوند، و برای اهل آسمان روشن دیده میشود چنان كه كواكب برای زمینیان نورانی دـــیده میشود و خانهای كه در آن قرآن تلاوت نشود و خدای بزرگ یاد نشود بركتش كم و ملائكه از آن فاصله میگیــــرند
و شیاطین در آن حضور مییابند.
حال اگر خانه ات بوی فرشتگان نمی دهد واز ورود به خانه ات دل آزاری می توانی با خواندن یـــک حمـــــــدو یا
سوره توحید قبل از ورود به خانه هر چه شیطان و یاران اوست از خانه ات بیرون کنی که :
دیو چو بیرون رود فرشته در آید.
![]()
![]()
اسلام شکل ظاهرى دارد و هر کس شهادتین را بر زبان جارى کند در زمره مسلمانان است امـــــا ایمان یک امر واقعى و باطنى است که جایگاه آن قلب آدمى است، نه زبان و ظاهر او. بنابراین ایمان بالاتر و برتر از مسلمانى است. در آیات قرآن آمده است: «اعراب گفتند که ما ایـــمان آوردهایـــم، اى پیامبر! به آنها بگو که اسلام آورده (تسلیم شدهاید) و هنور ایمان در دلهاى شما وارد نشده است».
اسلام ممکن است انگیزههاى مختلفى داشته باشد، حتى انگــــیزههاى مادى و منافع شخصــــى، ولى ایمان حتماً از انگیزههاى معنوى سرچشمه مىگیرد. امام باقر علیهالسلام مىفرمایـــــد: «ایمان اقرار است و عمل، اما اسلام اقرار بدون عمل است».
امام صادق علیهالسلام مىفرماید: «ایمان شریک اسلام مىشود، ولى اسلام شریک ایمان نیســـت».
در روایتى دیگر امام باقر علیهالسلام فرمود: «ایمان آن است که در دل مستقر شود و بنده را بــه سوى خدا کشاند و اطاعت خدا و گردن نهادن به فرمانش بیانگر آن باشد، ولى اسلام گفتار و کردار ظاهرى است».
مؤمن واقعى کسى است که به همه دستورهاى اسلام عمل نماید؛ واجبات را انجام دهد و محرّمات را ترک نماید یعنى ایمان واقعى همراه عمل اســــــــــــــت و عملش باید مطابــــــــق با ایمانش باشــــــد.
در بعضى آیات آمده است: «مومنان کسانىاند که چون یاد خدا شود، دلهاشان ترسان مىشود و چون آیات الهى برایشان خوانده شود، ایمانشان افزون مىشود و بر پروردگار خود توکّل مىکنند. آنــان که نماز را بر پا مىدارند و از آنچه روزیشان دادهایم، انفاق مىکنــــــند. آنان مؤمنان واقعى هســـتند».
خداوند در این آیات و آیات دیگر مانند آیات اوّل سوره مؤمنون اوصاف «مؤمنان واقعى» را بیـــــان فرموده است.

التماس دعا
الهي به سويت آمـــــــــــــدهام!
الهــــــــــــــي به نام تو
الهــــــــي، آمدم
نگي ديـــــــــــره!
نگي با چه رويــــــــي!
نگي مگه نگفـــــــــــــــته بودم ...
چرا، گفته بــــــــــودي
گفته بودي: بندــــــــهي من باش!
اما من بندهي دلم و آرزوهاي دور و درازش شدم
گفته بودي: مراقب دشمن قسمخوردهات باش!
خوشخيال و زودباور، در اردوي همون فريبكار چادر زدم
گفته بودي: تنهات نميذارم، يادم كـــــــــــــــــــن، يادت ميكـــــــــــنم
خودم رو تنها ديدم و تنهاييام رو با ياد ياراني كه مار بودند پر كردم
گفته بودي: راه اينه، از بيراهه رفتم و سرگردون شدم
ميدونم. اين همه رو گفته بودي و نشنــــــــــــــــــــيدم
اما تو بخشندهتر از اوني كه اشك پشيمانيام رو ببيني و باران رحمت خطاپوشت رو دريغ كني
الهي، وعدهي خودت بود كه جرأت آمدن به من داد
فرمودي: از رحمـت من مأيوس نشويد، همهي گناهان شما را ميبخشم، بازگــــــــــــــــــــرديد
الـــــــــــــهي، آمدم
خسته و غـــــــــبارآلود
با دستـــــــــاني خالي و قلبي پر اميد
الهــــــــــــــــــتتتي، نگــــــــــي ديره ...


رمضان ماه عترت و قرآن
رمضان شهر عشق و عرفان است رمضان بحر فيض و احسان است
رمــضــــان، مــاه عــتــرت و قــرآن گــــاه تــــجديد عهد و پيمان است
رمــضــان امــتــــداد جــــاده نــــور در گذرگاه هــر مــــسلمــان است
رمــضــان چــلچــراغ نـــور افـشان در شبــستان قلــب انـسان است
مـــاه تــحكــيــم آشنـــايــــي هـــا مــاه تعــطيل قــهر و حرمان است
مـــاه شـــب زنــده داري عـشــاق مــاه بــيــدار بــاش وجــدان است
مـــاه اشــك و خـروش و ناله و آه راه برگــشت هــر پــشيمان است
مــــاه آســـايــش قــلــوب بــشــر مــاه پــالايــش تـــن و جــان است
رمضــان چــشمــه عـطــاي خـــدا ماه عفو و گذشت و غفــران است
رمــضــان رهــنـــمــا و راه گــشــا بهــر گــم گـشتگان حـيــران است
رمــضــان شــاخساري از طــوبـي غرفه اي از بــهشـت رضوان است
رمــضــان بــارگــــاه (بــســم ا...) جلــوگاه (رحيـم) و (رحمان) است
مــاه تـــحصيــل دانــش و تــقــوي گــاه تــطهـيــر و راه ايــمـان است
عيــــد مســعــود زاد روز حــســن روز پــر فــيــض نــيــمــه آن است
شــب قــدرش ســلام بــر مــهدي تــا بــه فـجرش كه نور باران است
مـــغــرب آفــتــاب عــمــر عــلـــي مشــرق مــــاهتــــاب قــرآن است
در چــنين مه كه انس و جان يارب بر سر سفــره تــو مــهــمـان است
نظـــري ســوي دردمنــدان كــــن اي كــه نــامـت شفا و درمان است
بــــارالــها بــــه درگــه كــــرمـــت سائــل خــستــه دل فـراوان است
واي بــر حـال آن كسي كه حسان خــصــم قــرآن و يـار شيطان است


نوری ز پشت ابر![]()
|
نــوری ز پـشـت ابـر هـزاران ستاره خواب |
|
دستی به دست پنجره، چشمی بر آفتاب |
|
آرامـــش نـگـاه مـن از لـحـظـهی غـــروب |
|
در خـواهـش طـلـوع تـو ای مـاه در نـقاب! |
|
چشمی سیاه، بارش سبزی گرفته است |
|
امــا کـویــر، غـیــر تــو را نـشـنـود جــواب |
|
عـالـم بـه تـنـگ مـاهی ظلمت اسیر شد |
|
دریــا! بــیــا و مـاهـی خود را رسان به آب |
|
بـلـبـل سکـوت کـرده، کـبـوتر شکستهبال |
|
طـاووس پـر گـشـا کـه جهـان را نمانده تاب |
|
صـحـرای تشنه، گرگ گرسنه، هزار میش |
|
باران! تو راست بارش و چوپان! تو را شتاب |


آن چند امر است :
اوّل : هر روز هفتاد مرتبه بگوید (اَسْتَغْفِرُاللّهَ وَ اَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ )
دوّم : هر روز هفتاد مرتبه بگوید( اَسْتَغْفِرُاللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ الْحَىُّ الْقَیّوُمُ وَ اَتُوبُ
اِلَیْهِ ) و در بعضى روایات الْحَىُّ الْقَیُّومُ پیش از الرَّحْمنُ الرَّحیمُ است و عمل به هر دو خوبست و از
روایات مستفاد مى شود كه بهترین دعاها و ذكرها در این ماه استغفار است و هركه هر روز از این
ماه استغفار كند هفتـــاد مرتبه مثل آنست كه هفــــتاد هزار در ماههاى دیـــــــــــــگر استغــــفار كند .
سوّم: تصدّق كند در این ماه اگرچه به نصف دانه خرمایى باشد تا حق تعالى بدن او را برآتش جهنّم
حرام گرداند از حضرت صادق علیه السلام منقول است كه از آن جناب سؤ ال كردند از فضیلت روزه
رجب فرمود چرا غافلید از روزه شعبان راوى عرض كرد یابن رَسول الله چه ثواب دارد كسى كه یك
روز از شعبان را روزه بدارد فرمود به خدا قسم بهشت ثواب اوســــــــت عرض كرد یابن رسول الله
بهترین اعمال در این ماه چیست فرمود تصدّق و استغفار هر كه تصدّق كند در ماه شعبان حق تعالى
آن را تربیت كند همچنانكه یكى از شما شتر بچّه اش را تربیت مى كند تا آنكه در روز قیامت برسد
به صاحبش در حالتى كه بقدر كوه اُحُد شده باشد
چهارم: در تمام این ماه هزار بار بــــگوید( لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَلانَعْبُدُ اِلاّ اِیّاهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ وَ لَوُ كَرِهَ
الْمُشْرِكُونَ )كه ثواب بسیار دارد از جمله آنكه عبــــــــادت هزار ساله در نامه عمـــلش بنویســــــند .
پنجم: در هر پنجشنبه این ماه دو ركعت نماز كند در هر ركعت بعد از حمد صد مرتبه توحید و بعد از
سلام صد بار صلوات بفرستد تا حق تعالى برآورد هر حاجتى كه دارد از امر دین و دنــــــیاى خود و
روزه اش نیزفضیلت دارد و روایت شده كه در هر روز پنجشنبه ماه شعبان زینت مى كنند آسمانهـــا
را پس ملائكه عرض مى كنند خداوندا بیامرز روزه داران این روز را و دعاى ایشان را مـــــــستجاب
گردان و در خبر نبوى است كه هر كه روز دوشنـــبه و پنجشنبه شعبان را روزه دارد حقّتعالى بیست
حاجـــــــــــــــت ازحوائج دنیا وبیست حاجت ازحاجتـــــــــــــــهاى آخرت او را برآورد .
ششم: در این ماه صلــــــــــــــــوات بسیار فرستد.
فرارسيدن ماه شعبان،اعياد شعبانيه بويژه ميلاد قائم آل محمد ( عج) مبارك باد !![]()

آئين عشق ورزي
« عشق » ، اكسيرى است كه دلها را قيمتى مىسازد.
هر عضوى ، عيب خاص خود را دارد.
چشم معيوب ، نابيناست و گوش معيوب ناشنوا.
عيب دست و پا، كجبودن و فلجبودن است،
اما عيب «دل»، تهى بودن از «محبت» است.
محبت، دل را مقدس و با ارزش مىسازد ، اما كدام محبت و عشقنسبت به چه چيز و چه كس؟
خانه دل ، بايد در اختيار محبتى قرار گيرد كه محبوب ، ارزش عشقورزيدن و دل دادن و جان باختن و از خود گذشتن را داشته باشد.
اين كلام، شعر و توصيف نيست، حقيقت زندگى و حقيقتديندارىاست.
اسلام، «مكتب حب» و آيين «عشق ورزى» است، اما نسبتبه آنكهبيرزد.
اگر «معرفت»، پايه « محبت » باشد، محبوب برتر، محرم راز و انيس دلمىشود.
«دل سرا پرده محبت اوست...»
كسى عاشق خدا مىشود كه خدا را بشناسد ، خوبي ها، احسان ها، نوازش ها،بزرگواري ها و نعمت هايش را بشناسد.
و گرنه، از جان بى معرفت، چه انتظارى براى « عشق خدا » داشتن و « محبوب ترين » را برگزيدن؟!
قلب سليم از كدورت هاى خودخواهى و غرور ، مىتواند بسترى براىاستقرار « محبت عارفانه » باشد.
دلى كه پر از تمنيات شيطانى و عشق به كامجوييهاى حيوانى باشد ، ديگر ظرفيتى براى عشق پاك و آسمانى نخواهد داشت.
اگر كسى راستبگويد كه عاشق خدا و اولياء الله است، اين عشقصادق او را مىسازد و مىپرورد و پيراسته و آراسته مىكند و به همسويى وهم خطى و همگامى و همدلى با محبوب مىكشاند.
اما... كجاست آن عشق صادق، و آن صداقت در عشق؟!
دلى كه طعم محبتخدا و اولياء را بچشد، محال است كه جايگزينديگرى براى آن برگزيند.
اين سخن امام سجادعليه السلام در «مناجات محبين» است كه:
«خدايا كيست كه طعم شيرين محبتت را چشيد و جز تو محبوب ديگرىبرگزيد...»
گرچه عشق، كمى بدنام و متهم شده است، ولى اگر «معشوق»، شايستهو ارزنده باشد و عشق، «صادق» و راستين، مىتواند سازنده انسان وزلالكننده روح و بالا برنده جان باشد.
عشق، به همرنگى و همراهى مىكشاند. و ايثار و گذشت و فداكارىمىآورد.
عشق، رها كردن « خود » و خواستهها و پسندهاى خود ، در پاى « ارادهمحبوب » و « پسند معشوق » مىآموزد.
ولى... تا آن محبوب و دلبر، چه و كه باشد.
سخن از « محبتخدا » بسيار گفته مىشود ، ولى اين گوهر نفيس كجا ونزد چه كسى است؟
اولياء الهى، پيوسته از خدا، اين عشق را خواسته و آرزو كردهاند.
راستى!... چه لذتى دارد كه انسان هم عاشق خدا باشد، هم معشوق او.هم حبيب باشد، هم محبوب، محبت دوجانبه و از دو سو (يحبهم ويحبونه).
اگر ذرهاى از آتش اين عشق در خرمن جان افتد ، مىسوزاند و خاكسترمىكند و از عاشق، سلب جهت كرده، عقربه دل و جانش را رو به سوىمعشوق مىگرداند.
امام عارفان و عاشقان، حضرت سجادعليه السلام در «مناجات محبين»مىفرمايد:
«خدايا! از تو محبت دوستدارانت را مىخواهم و عشق هر كارى كه مرا بهقرب تو برساند. مىخواهم كه عشق خودت را نزد من محبوبتر از جزخودت قرار دهى، عشقم را به تو، رهنماى به سوى رضوانت قرار دهى واشتياقم را به تو ، عامل ترك گناه سازى. خدايا!... منت نه، به من بنگر، با چشم دوستى و نگاه عاشقانه مرا بنگر، از من روى بر مگردان...».
آيا عشقى كه انسان را به «رضاى الهى» بكشاند و شوقى كه از«عصيان» باز دارد ، سازنده نيست؟!
خدايا، جرقهاى از اين آتش در جانمان بيفكن، تا بسوزيم و بسازيم و بهمقام «رضا» برسيم و «قرار» بگيريم.
«رضا»، ثمره محبت است. «محبت» هم ميوه درختيقين است.
از برجستهترين خصال اخلاقى و سلوك روحى، «رضا» است.
آنكه در پس جلوههاى ظاهرى دنيا و صحنههاى مشهود و علل واسباب پيدا، به تدبير و ارادهاى پنهان هم عقيده دارد و «مشيت الهى» رادر وراى تقديرات مىبيند ، نسبتبه آنچه پيش مىآيد ، با خوشبينىبرخورد مىكند.
صاحب «رضا» از آرامش روحى و طمانينه برخوردار است.
كسى هم كه به زمين و زمان و خدا و خلق خدا بدبين است و به ديده«عدم رضا» مىنگرد، پيوسته در رنج و حزن و اندوه است.
آنكه «يقين» و «محبت» دارد، «رضا» هم دارد، حتى از رنج و بلا،«لذت» هم مىبرد.
اين ديگ ز خامى است كه در جوش و خروش است چون پخته شد و لذت دم ديد، خموش است
ريشه بسيارى از افسردگي ها و غصهها، كمبود يا نبود ايمان و يقين وعشق به حيات و حيات آفرين است. اين كاستى، سبب مىشود آدمى خود را از كائنات، « طلبكار » بداند و چون چرخش روزگار به كام دل و بر وفقمرادش نباشد ، زبان به گلايه و شكوه بگشايد.
اولياء خدا راحت جسم و جان را در گوهر «رضا» مىجستند.
به فرموده مولايمان علىعليه السلام: «ارض، تسترح»
راضى باش، تا راحت و آسوده شوى.
در معيشت و رزق و روزى هم، آنكه به قسمتخدايى رضا باشد ، آسودهدل و راحت است. آنكه راضى نيست، اندوههاى جانكاه دارد.
ثمره قلبى و آثار مشهود و محسوس رضا، راحتى جسم و جان است واين كلام حضرت صادقعليه السلام است.
چه دارويى ثمربخشتر از « رضا »، براى غم زدايى سراغ داريد؟
به فرموده امام علىعليه السلام:
«الرضا ينفى الحزن».
رضامندى، اندوه را مىزدايد.
بندگى خدا كردن و به ولايت او گردن نهادن و محبت او را در عمق جانداشتن و به وعدهها و گفتههاى حضرت حق، باور و يقين داشتن، بوستانوجودمان را از گلهاى « رضا » خرم مىسازد.
و اگر « او » از انسان راضى باشد و چيزى را براى وى بپسندد ، چه لذتىبالاتر از رضامندى به رضاى حق؟!
|
|
| میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت، اسد الله الغالب، علی بن ابیطالب،مبارک باد! |
فضیلت و اعمال ماه مبارك رجب 
ماه رجب و ماه شعبان و ماه رمضان شرافت زیادی دارند و در فضیلت آنها روایات بسیاری وارد شده است. از حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) روایت شده كه: ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضیلت به آن نمىرسد و جنگیدن با كافران در این ماه حرام است و رجب ماه خدا است و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است كسى كه یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودى خدای بزرگ میگردد و غضب الهى از او دور می گردد و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته گردد. از حضرت موسى بن جعفر(علیهماالسلام) روایت شده است كه: هر كس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، آتش جهنم یك سال، از او دور شود و هر كس سه روز از آن را روزه بگیرد بهشت بر او واجب می گردد.و همچنین فرمود كه: رجب نام نهرى است در بهشت که از شیر سفیدتر و از عسل شیرینتر است. هر كس یك روز از رجب را روزه بگیرد البته از آن نهر بیاشامد.
از امام صادق(علیه السلام) روایت است كه حضرت رسول اکرم( صلى الله علیه و آله) فرمود كه: ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را "أصب" مىگویند زیرا كه رحمت خدا در این ماه بر امت من بسیار ریخته مىشود پس بسیار بگوئید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ». ابن بابویه از سالم روایت كرده است كه گفت: در اواخر ماه رجب كه چند روز از آن مانده بود، خدمت امام صادق(علیه السلام)رسیدم. وقتی نظر مبارك آن حضرت بر من افتاد فرمود كه آیا در این ماه روزه گرفتهاى؟ گفتم نه والله اى فرزند رسول خدا. فرمود كه آنقدر ثواب از تو فوت شده است كه قدر آن را به غیر از خدا كسى نمىداند به درستى كه این ماهى است كه خدا آن را بر ماههاى دیگر فضیلت داده و حرمت آن را عظیم نموده و گرامی داشتن روزه دار را در این ماه بر خود واجب گردانیده است.پس گفتم یابن رسول الله اگر در باقیمانده این ماه روزه بدارم آیا به بعضى از ثواب روزهداران آن نائل مىگردم؟ فرمود: اى سالم هر كس یك روز از آخر این ماه را روزه بدارد خدا او را ایمن گرداند از شدت سكرات مرگ و از هول بعد از مرگ و از عذاب قبر و هر كس دو روز از آخر این ماه را روزه بگیرد از صراط به آسانى بگذرد و هر كس سه روز از آخر این ماه را روزه بگیرد ایمن گردد از ترس بزرگ روز قیامت و از شدتها و هولهاى آن روز و برات بیزارى از آتش جهنم به او عطا كنند. و بدان كه براى روزه ماه رجب فضیلت بسیار وارد شده است و روایت شده كه اگر شخصی قادر بر آن نباشد هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند تا ثواب روزه آن را دریابد: سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لا یَنْبَغِى التَّسْبِیحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَكْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزََّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ .
اعمال مشترك ماه مبارک رجب
اینها اعمالی است كه انجام دادن آنها متعلق به همه ماه است و اختصاصى به روز معینی ندارد و آن چند مورد است :1- در تمام ایام ماه رجب دعای ذیل را که روایت شده امام زین العابدین(علیه السلام) در حجر در غره خواندند، خوانده شود:
"یَا مَنْ یَمْلِكُ حَوَائِجَ السَّائِلِینَ وَ یَعْلَمُ ضَمِیرَ الصَّامِتِینَ لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ مِنْكَ سَمْعٌ حَاضِرٌ وَ جَوَابٌ عَتِیدٌ اللَّهُمَّ وَ مَوَاعِیدُكَ الصَّادِقَةُ وَ أَیَادِیكَ الْفَاضِلَةُ وَ رَحْمَتُكَ الْوَاسِعَةُ فَأَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَقْضِىَ حَوَائِجِى لِلدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَىْءٍ قَدِیرٌ ."
2- دعایی را كه از امام صادق(علیه السلام) روایت شده، خوانده شود:
«خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَیْرِكَ وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلا لَكَ وَ ضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلا بِكَ وَ أَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ إِلا مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَكَ بَابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِینَ وَ خَیْرُكَ مَبْذُولٌ لِلطَّالِبِینَ وَ فَضْلُكَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِینَ وَ نَیْلُكَ مُتَاحٌ لِلْآمِلِینَ وَ رِزْقُكَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصَاكَ وَ حِلْمُكَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ نَاوَاكَ عَادَتُكَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِیئِینَ وَ سَبِیلُكَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْمُعْتَدِینَ اللَّهُمَّ فَاهْدِنِى هُدَى الْمُهْتَدِینَ وَ ارْزُقْنِى اجْتِهَادَ الْمُجْتَهِدِینَ وَلا تَجْعَلْنِى مِنَ الْغَافِلِینَ الْمُبْعَدِینَ وَ اغْفِرْ لِى یَوْمَ الدِّینِ .»
3- از امام صادق (علیه السلام) روایت شده كه در ماه رجب این خوانده شود:
«اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ صَبْرَ الشَّاكِرِینَ لَكَ وَ عَمَلَ الْخَائِفِینَ مِنْكَ وَ یَقِینَ الْعَابِدِینَ لَكَ اللَّهُمَّ أَنْتَ الْعَلِىُّ الْعَظِیمُ وَ أَنَا عَبْدُكَ الْبَائِسُ الْفَقِیرُ أَنْتَ الْغَنِىُّ الْحَمِیدُ وَ أَنَا الْعَبْدُ الذَّلِیلُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ امْنُنْ بِغِنَاكَ عَلَى فَقْرِى وَ بِحِلْمِكَ عَلَى جَهْلِى وَ بِقُوَّتِكَ عَلَى ضَعْفِى یَا قَوِىُّ یَا عَزِیزُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْأَوْصِیَاءِ الْمَرْضِیِّینَ وَ اكْفِنِى مَا أَهَمَّنِى مِنْ أَمْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.»
قابل توجه است که ادعیه دیگری نیز برای این ماه عزیز ذکر شده است که میتوانید به مفاتیح الجنان مبحث اعمال ماه رجب رجوع نمایید .4- از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت شده كه: هر كس در ماه رجب صد مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَحْدَهُ لا شَرِیكَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» و آن را به صدقه ختم فرماید حق تعالى براى او به رحمت و مغفرت و كسى كه چهار صد مرتبه بگوید بنویسد براى او اجر صد شهید عطا فرماید.5- از نبی مکرم اسلام روایت است: كسى كه در ماه رجب هزار مرتبه "لا إِلَهَ إِلا اللهُ" بگوید خداوند عز و جل براى او صد هزار حسنه عطا کند و براى او صد شهر در بهشت بنا فرماید .6- روایت است كسى كه در رجب در صبح هفتاد مرتبه و در شب نیز هفتاد مرتبه بگوید: "أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ" و پس از اتمام ذکر، دستها را بلند كند و بگوید: "اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِى وَ تُبْ عَلَىَّ" اگر در ماه رجب بمیرد خدا از او راضى باشد و به بركت ماه رجب، آتش او را مس نكند . 7- در کل این ماه هزار مرتبه ذکر: أَسْتَغْفِرُ اللهَ ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ مِنْ جَمِیعِ الذُّنُوبِ وَ الْآثَامِ " گفته شود؛ تا خداوند رحمان او را بیامرزد .8- سید بن طاووس در اقبال از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فضیلت بسیاری براى خواندن سوره قل هو الله أحد نقل کرده است که ده هزار مرتبه یا هزار مرتبه یا صد مرتبه در این ماه تلاوت شود. و نیز روایت كرده كه هر كس در روز جمعه ماه رجب صد مرتبه سوره قل هو الله أحد را بخواند براى او در قیامت نورى شود كه او را به بهشت بكشاند. 9- سید بن طاووس از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت كرده كه: هر كس در روز جمعه ماه رجب، مابین نماز ظهر و عصر، چهار ركعت نماز بگزارد و در هر ركعت حمد یك مرتبه و آیة الكرسى هفت مرتبه و قل هو الله أحد پنج مرتبه بخواند، و سپس ده مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ» حق تعالى براى او از روزى كه این نماز را گزارده تا روزى كه بمیرد هر روز هزار حسنه به او عطا فرماید، و او را به هر آیهای كه خوانده شهرى در بهشت از یاقوت سرخ و به هر حرفى قصرى در بهشت از دُرّ سفید دهد و تزویج فرماید او را حورالعین و از او راضى شود .10- سه روز از این ماه را كه پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه گرفته شود. زیرا كه روایت شده هر كس در یكى از ماههاى حرام، این سه روز را روزه بدارد حق تعالى براى او ثواب نهصد سال عبادت بنویسد. 11- از حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) روایت شده است كه: هر كس در یك شب از شبهاى ماه رجب ده ركعت نماز به این نحو که در هر ركعت حمد و قل یا ایها الكافرون یك مرتبه و توحید سه مرتبه بخواند، خداوند گناهان او را میآمرزد.
برگرفته از مفاتیح الجنان
ولادت پرشكوه فاطمه(علیهاالسلام)![]()
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در سال پنجم بعثت، که سال ولادت فرزندش بود؛ در سختترین
شرائط و حالات به سر مىبرد.
اسلام منزوى بود، و مسلمانان اندك نخستین، شدیداً تحت فشار .
محیط مكه بر اثر شرك و بت پرستى و جهل و خرافات و جنگهاى قبایل عرب و حاكمیت زور و
بینوایى تودههاى مردم، تیره و تار بود.
پیامبر(صلی الله علیه و آله) به آینده مىاندیشید، آیندهاى درخشان از پشت این ابرهاى سیاه و
ظلمانى، آیندهاى كه با توجه به اسباب عادى و ظاهرى بسیار دوردست و شاید غیر ممكن بود.
در همین سال حادثه بزرگى در زندگى پیامبر رخ داد، به فرمان خدا براى مشاهده ملكوت آسمانها
به معراج رفت، و به مصداق «لنریه من آیاتنا الكبرى» آیات عظیم پروردگار در پهنه بلند آسمان را
با چشم خود دید، و روح بزرگش بزرگتر شد، و آماده پذیرش رسالتى سنگینتر، توأم با امید
بیشتر .
در روایتى از اهل سنت و شیعه - كه هر دو بر آن تأكید دارند - مىخوانیم: پیامبر(صلی الله علیه و
آله) در شب معراج از بهشت عبور مىكرد، جبرئیل از میوه درخت طوبى به آن حضرت داد، و
هنگامى كه پیامبر(صلی الله علیه و آله) به زمین بازگشت نطفه فاطمه زهرا (سلام الله علیها) از آن
میوه بهشتى منعقد شد.
لذا در حدیث مىخوانیم كه پیامبر(صلی الله علیه و آله) فاطمه (سلام الله علیها) را بسیار مىبوسید،
روزى همسرش عایشه بر این كار خرده گرفت، كه چرا این همه دخترت را مىبوسى؟!
این مولود بزرگ از عصاره پاك میوههاى بهشتى و از پدرى همچون پیامبر(صلی الله علیه و آله)،
و مادر ایثارگر و فداكارى همچون «خدیجه» در روز بیستم جمادى الثانى گام به دنیا نهاد، و طعن و

سرزنشهاى مخالفین كه پیامبر را بدون «نسل جانشین» مىپنداشتند، همگى نقش بر آب شد، و به
مضمون سوره «كوثر» فاطمه زهرا چشمه جوشان براى ادامه دودمان پیامبر و ائمه هدى و خیر
كثیر در طول قرون و اعصار، تا روز قیامت شد.
پیامبر(صلی الله علیه و آله) در جواب فرمود:
«من هر زمان فاطمه را مىبوسم، بوى بهشت را از او استشمام مىكنم.»
و به این ترتیب این مولود بزرگ از عصاره پاك میوههاى بهشتى و از پدرى همچون پیامبر(صلی
الله علیه و آله)، و مادر ایثارگر و فداكارى همچون «خدیجه» در روز بیستم جمادى الثانى گام به
دنیا نهاد، و طعن و سرزنشهاى مخالفین كه پیامبر را بدون «نسل جانشین» مىپنداشتند، همگى
نقش بر آب شد، و به مضمون سوره «كوثر» فاطمه زهرا چشمه جوشان براى ادامه دودمان پیامبر
و ائمه هدى و خیر كثیر در طول قرون و اعصار، تا روز قیامت شد.
این بانوى بهشتى نامهایی داشت كه هر كدام از دیگرى پر معنىتر بود: 1- فاطمه، 2- صدیقه، 3-
طاهره، 4- مباركه، 5- زكیه، 6- راضیه، 7- مرضیه، 8- محدثه، 9- زهرا و هر یك بیانگر اوصاف
و بركات وجود پربركت او است.
همین بس كه در نام معروفش «فاطمه» بزرگترین بشارت براى پیروان مكتبش نهفته است، چرا كه
«فاطمه» از ماده «فطم» به معنى جدا شدن، یا باز گرفتن از شیر است، و طبق حدیثى كه از پیامبر
گرامى اسلام(صلی الله علیه و آله) روایت شده به امیر مؤمنان على(علیه السلام) فرمود:
«مى دانى چرا دخترم، فاطمه نامیده شد؟
عرض كرد: بفرمائید.
فرمود: براى آن كه او و شیعیان و پیروان مكتبش از آتش دوزخ باز گرفته شدهاند!»
از میان نامهاى او نام «زهرا» نیز درخشندگى و فروغ خاصى دارد، از امام صادق(علیه السلام)
پرسیدند: چرا فاطمه را «زهرا» مىنامند؟
فرمود: «زیرا زهرا به معنى درخشنده است و فاطمه چنان بود كه چون در محراب عبادت
مىایستاد، نور او براى اهل آسمانها پرتو افكن مىشد، همانگونه كه نور ستارگان براى اهل زمین
[پرتو افكن است]، لذا زهرا نام نهاده شد.»
![]()
![]()
![]()
ادامه مطلب را بخوانید.
آرزوهاى دراز!

« آرزوهاى دور و دراز » و به تعبير ديگر « طول امل » از مهمترين رذايل اخلاقى است كه انسان را به
انواع گناهان آلوده مىكند، از خدا دور مىسازد، به شيطان نزديك مىكند و گرفتار عواقب خطرناكى مىسازد.
البته اصل «آرزو و اميد» نه تنها مذموم و نكوهيده نيست، بلكه نقش بسيار مهمى در حركت چرخهاى زندگى
و پيشرفت در جنبههاى مادى و معنوى بشر دارد.
اگر اميد و آرزو در دل «مادر» نباشد هرگز فرزندش را شير نمىدهد و انواع زحمتها و ناراحتىها را براى
پرورش او تحمل نمىنمايد، همان گونه كه در حديث معروف نبوى آمده است: «الامل رحمة لاُمتى و لولا
الامل ما رضعت والدة ولدها و لا غرس غارس شجرها!؛ اميد و آرزو، رحمت براى امت من است و اگر اميد
و آرزو نبود هيچ مادرى فرزندش را شير نمىداد و هيچ باغبانى نهالى نمىكاشت». 1
كسى كه يقين كند مثلا امروز روز آخر زندگى اوستيا در آينده بسيار نزديكى از دنيا مىرود، دست از همه
كار مىشويد و در واقع موتور زندگى او خاموش مىشود و چرخهاى آن از كار مىافتد و شايد يكى از دلايل
مخفى بودن پايان عمر هر كس همين باشد كه چراغ پر فروغ اميد و آرزو در دلش خاموش نشود و به
تلاشهاى زندگى ادامه دهد.
آرزو و اميد نه تنها مذموم و نكوهيده نيست، بلكه نقش بسيار مهمى در حركت چرخهاى زندگى و پيشرفت در
جنبههاى مادى و معنوى بشر دارد
همان گونه كه در حديثى از حضرت مسيح عليهالسلام مىخوانيم: «در جايى نشسته بود و پيرمردى را
مشاهده كرد كه با كمك بيل به شكافتن زمين مشغول است (و تلاش گرم و مستمرى براى كار كشاوزى دارد)
حضرت مسيح عليهالسلام به پيشگاه خدا عرضه داشت: «خداوندا اميد و آرزو را از او برگير!» ناگهان
پيرمرد بيل را به كنارى انداخت و روى زمين دراز كشيد و خوابيد، كمى بعد حضرت مسيح عليهالسلام
عرضه داشت: «بارالها! اميد و آرزو را به او بازگردان!» ناگهان
مشاهده كرد كه پيرمرد برخاست و دوباره مشغول فعاليت و كار شد! حضرت مسيح عليهالسلام از او سؤال
كرد كه من دو حال مختلف از تو ديدم، يك بار بيل را به كنار افكندى و روى زمين خوابيدى، بار ديگر ناگهان
برخاستى و مشغول كار شدى! چرا؟
پيرمرد گفت: « اول فكر كردم من پير و ناتوانم و آفتاب لب بامم، امروز بميرم يا فردا خدا مىداند، چرا اين
همه به خود زحمت دهم و اين همه تلاش كنم؟ بيل را به كنار انداختم و بر زمين خوابيدم!
ولى چيزى نگذشت كه اين فكر به خاطرم آمد كه از كجا معلوم من سالهاى زيادى زنده نمانم؟ افرادى مثل من
بودند و سالها عمر كردند، انسان تا زنده است زندگى آبرومند مىخواهد و بايد براى خود و خانوادهاش تلاش
كند، برخاستم و بيل را گرفتم و مشغول كار شدم». 2
به همين دليل براى ايجاد تحرك بيشتر در گروههاى مختلف اجتماعى بايد اميد به آينده را در دل آنها زنده نگه
داشت.
ولى همين اميد و آرزو كه رمز حركت و تلاش انسانهاست و مانند قطرات حياتبخش باران، سرزمين دل
انسان را زنده نگه مىدارد، اگر از حد بگذرد به صورت سيلابى ويرانگر در مىآيد و همه چيز را با خود
مىبرد و سرانجام انسان را غرق دنياپرستى و ظلم و جنايت و گناه مىكند.
شديدترين چيزى كه از آن بر شما مىترسم دو خصلت است: پيروى از هوا و هوس و آرزوى طول و دراز
به همين دليل پيامبر اكرم صلياللهعليهوآله «طول امل» را يكى از دو دشمن بسيار خطرناك براى انسانها
شمرده و فرموده است: «خصلتان اتباع الهوى و طول الامل، فاما اتباع الهوى فانه يعدل عن الحق، اما طول
الامل فانه يحبب الدنيا؛ شديدترين چيزى كه از آن بر شما مىترسم دو خصلت است: پيروى از هوا و آرزوى
طول و دراز؛ زيرا هواپرستى شما را از حق بازمىدارد و اما آرزوى دور و دراز شما را حريص بر دنيا
مىكند». 3
شبيه همين معنى با كمى تفاوت در نهج البلاغه از اميرمؤمنان على عليهالسلام آمده است. 4
طور كلى مورد بررسى قرار مىدهيم:
1- و به خاطر بياوريد كه خداوند شما را جانشينان قوم «عاد"قرار داد و در زمين مستقر ساخت كه در
دشتهايش، قصرها براى خود بنا مىكنيد و در كوهها براى خود خانهها مىتراشيد! بنابراين نعمتهاى خدا را
متذكر شويد و در زمين به فساد نكوشيد. 5
2- آيا شما بر هر مكان مرتفعى نشانهاى از روى هوا و هوس مىسازيد؟! - و قصرها و قلعههاى زيبا و
محكم بنا مىكنيد، شايد در دنيا جاودانه بمانيد؟! 6
3- (منافقان) آنها را صدا مىزنند «مگر ما با شما نبوديم؟! مىگويند «آرى ولى شما خود را به هلاكت
افكنديد و انتظار(مرگ پيامبر را) كشيديد و(در همه چيز) شك و ترديد داشتيد و آرزوهاى دور و دراز شما را
فريب داد تا فرمان خدا فرارسيد و شيطان فريبكار(نيز) شما را در برابر (فرمان) خداوند فريب داد! 7
براى ايجاد تحرك بيشتر در گروههاى مختلف اجتماعى بايد اميد به آينده را در دل آنها زنده نگه داشت
4- آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاى مؤمنان در برابر ذكر خدا و آنچه از حق نازل كرده است خاشع گردد؟!
و مانند كسانى نباشند كه در گذشته به آنها كتاب آسمانى داده شد، سپس زمانى طولانى بر آنها گذشت و
قلبهايشان قساوت پيدا كرد و بسيارى از آنها گنهكارند! 8
5- بگذار آنها بخورند و بهره گيرند و آرزوها آنان را غافل سازد ولى به زودى خواهند فهميد! 9
6- آيا آنچه انسان تمنا دارد به آن مىرسد؟! - در حالى كه آخرت و دنيا از آن خداست! 10
7- واى بر هر عيب جوى مسخره كنندهاى! - همان كس كه مال فراوانى جمع آورى و شماره كرده(بى آنكه
مشروع و نامشروع آن را حساب كند)! - او گمان مىكند كه اموالش او را جاودانه مىسازد! 11
8- كسانى كه بعد از روشن شدن هدايت براى آنها، پشت به حق كردند، شيطان اعمال زشتشان را در
نظرشان زينت داده و آنان را با آرزوهاى طولانى فريفته است! 12
منبع :تبیان

جان کلام از زبان جانان
«خوارترین مردم کسی است که مردم را خوار شما رد.»
«شجاعترین مردم آن کس است که بر هوس خویش تسلط یابد»
«بهترین کسبها آن است که مرد با دست خود کار کند.»
«بهترین اقسام ایمان آن است که بدانی هر جا هستی خدا با تست.»
«لذت حسود از همه کس کمتر است.»
«خدایا مرا به علم توانگر ساز و به حلم زینت بخش و به تقوی عزیز کن و به عافیت زیبایی ده.»
«ناتوانترین مردم کسی است که از دعا ناتوان باشد.»
«پشیمانتر از همه مردم در روز قیامت، مردی است که آخرت خود را به دنیای دیگری فروخته است.»
«تواضع مایه بزرگی است، تواضع کنید تا خدا شما را بزرگ کند.»
«صدقه موجب فزونی مال است، صدقه دهید تا خدا مالتان را زیاد کند.»
«صدقه خشم خداوند را فرو مینشاند و از مرگ بد جلوگیری میکند.»
«خداوند به وسیله نیکی با پدر و مادر عمر انسان را زیاد میکند.»
«نخستین چیزی که به حساب آن میرسند نماز است.»
«از لجاجت بپرهیز که آغازش جهالت است و انجامش ندامت.»
«از یار بد بپرهیز که ترا به او شناسند.»
«استغفار وسیله محو گناهان است.»
«دروغ روزی را کاهش میدهد.»
«با پدران خود نیکی کنید تا فرزندانتان با شما نیکی کنند.»
«پرخوری دل را سخت میکند.»
«سحرخیز باشید، زیرا سحرخیزی مایه برکت است.»
«کمال نیکی آن است که در نهان همان کنی که در آشکار انجام میدهی.»
«به یکدیگر هدیه بدهید تا رشته محبتتان استوار شود زیرا هدیه موجب افزایش محبت میگردد و کینه و کدورت را
از میان میبرد.»
«توبه از گناه این است که دیگر مرتکب آن نشوی.»
«گشادهرویی کینه را میبرد.»
«بهشت با ناملایمات قرین است و جهنم با خواستنیها همراه است.»
«صدقه گناه را از بین میبرد، چنانکه آب آتش را خاموش میکند.»
«حیا ،مایه زینت است.»
«تقوا ،مایه بزرگی است.»
«بهترین برادران شما کسانی هستند که عیوبتان را به شما آشکارا بگویند.»
التماس دعا!

خیال می کنم دوستم نداری!
از رحمت خدا ناامید نشوید؛ زیرا تنها کافــــــــران از رحمت خد ا ناامـــــــــــــــــــید میشـــــــــــوند.
خدایا! گاهی وقتها که داری امتحانم میکنی و من حواسم نیست که این امتحان است. گاهی که چند تا
اشتباه پشت سر هم انجام میدهم، خودم را میبازم و کم میآورم. گاهی فکر میکنم دیگر هیچ وقــت،
هیچ چیز درست نمیشـــــــود.
فکر میکنم مهربانیهایت تمام شده و دیگر نه برایت مهمم و نه دوستم داری. خیال میکنم طنابی که
مرا به تو میرساند، پاره شده و من آویزانم بین آسمان و زمین. فکر میکنم گم شدهام و دیگر هیـــــچ
وقت پیدایم نمیکنی. صدایت میکنم و فکر میکنم نمیشنوی، یا خودت را به نشنیدن میزنی. جوابم
را نمیهی. محلم نمیگـــذاری.
اصلاً انگار نه انگار که من هستم. آن وقت است که فکر میکنم نیستی؛ چون اگر بودی، حتماً یک
کــــــــــاری میکردی. اسم این حـــــــــسها، که آدم را مچاله میکـــــــــــــــــند، ناامیدی اســـــــت.
میدانم تو از ناامیدی بدت میآید و ناامیدها را دوست نداری. میگویی ناامیدی یک جور کفر اســت،
یک جور فراموش کردن تو. راست میگویی؛ اما با همه این حرفها گاهی نمیتوانم ناامید نشــــــوم.
فکر میکنم ناامیدی کار شیطان باشــــــــــــد.
آیا هیچ پیش آمده که خودت را ببازی و حسابی احساس ناامیدی کنی؟ کی این اتــــــــــــفاق افتــــــاده؟
میتوانی همه ماجرا را از اول تعریف کنی؟
منبع: تبیان

|
|
در وصف بهار از زبان سعدی
|
بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار |
|
خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار |
|
صوفی از صومعه گو خیمه بزن بر گلزار |
|
که نه وقتست که در خانه بخفتی بیکار |
|
بلبلان وقت گل آمد که بنالند از شوق |
|
نه کم از بلبل مستی تو، بنال ای هشیار |
|
آفرینش همه تنبیه خداوند دلست |
|
دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار |

|
این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود |
|
هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار |
|
کوه و دریا و درختان همه در تسبیحاند |
|
نه همه مستمعی فهم کنند این اسرار |
|
خبرت هست که مرغان سحر میگویند |
|
آخر ای خفته سر از خواب جهالت بردار |
|
هر که امروز نبیند اثر قدرت او |
|
غالب آنست که فرداش نبیند دیدار |

|
تا کی آخر چو بنفشه سر غفلت در پیش |
|
حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار |
|
کی تواند که دهد میوهی الوان از چوب؟ |
|
یا که داند که برآرد گل صد برگ از خار |
|
وقت آنست که داماد گل از حجلهی غیب |
|
به در آید که درختان همه کردند نثار |
|
آدمیزاده اگر در طرب آید نه عجب |
|
سرو در باغ به رقص آمده و بید و چنار |

|
باش تا غنچهی سیراب دهن باز کند |
|
بامدادان چو سر نافهی آهوی تتار |
|
مژدگانی که گل از غنچه برون میآید |
|
صد هزار اقچه بریزند درختان بهار |
|
باد گیسوی درختان چمن شانه کند |
|
بوی نسرین و قرنفل بدمد در اقطار |
|
ژاله بر لاله فرود آمده نزدیک سحر |
|
راست چون عارض گلبوی عرق کردهی یار |

|
باد بوی سمن آورد و گل و نرگس و بید |
|
در دکان به چه رونق بگشاید عطار؟ |
|
خیری و خطمی و نیلوفر و بستان افروز |
|
نقشهایی که درو خیره بماند ابصار |
|
ارغوان ریخته بر دکه خضراء چمن |
|
همچنانست که بر تختهی دیبا دینار |
|
این هنوز اول آزار جهانافروزست |
|
باش تا خیمه زند دولت نیسان و ایار |
|
جهان سرسبز و خرم گشت از ميلاد پيغمــــــــــبر منور قــــــلب عالم گشت از ميلاد پيغمبر بده ساقي مي باقي كه غرق عشـــــــــــــــــرت و شادي دل اولاد آدم گشت از ميلاد پيغمبر تعالي الله از اين نعمت كز او اسباب آسايـــــــــــــــش براي ما فراهم گشت از ميلاد پيغمبر ز لــــطف و رحمــــــــت ايزد ز يمن مقد م احمد ظـــــــهور حق مـــسلم گشت از ميلاد پيغمبر بشام هفـــــده ماه ربـــــــــــــــــيع و سا ل عامل الفيل سالت ختم خاتــــم گشت از ميلاد پيغمبر بشـــارت ده به مشتاقــــــــــــان كه ز امر قادر منان دل ما عاري از غم گشت از ميلاد پيغمبر ز نامـــــوس قدر بشـــــــــــــنو تو گلــبانگ خطر زيرا سر نابخردان خم گشت از ميلاد پيغمبر بناي جهـــــــــــــل ويران شد ز يـــمن ميمنت بارش جهان از علم اعلم گشت از ميلاد پيغمبر دوصد اعجاز شد ظاهر كه در عرش علي حيران دو صدعيسي ابن مريم گشت از ميلاد پيغمبر بشــــــد درياچـــــــــــه ساوه تهي از آب و برعكسش سماوه همچنان يم گشت از ميلاد پيغمبر به شهــــــــــر فارس چون شمعي بشد آتشكده خاموش جمال حق مجسم گشت از ميلاد پيغمبر ز يمن مقدمــــــــــــش منشق جدار طاق كسري شد كه حيران خسرو جم گشت از ميلاد پيغمبر قدم در ملـــــك هستي زد چو خـــــــتم الانبيــــــــــا احمد مقام ما مقدّم گشــــــت از ميلاد پيغمبر نواي بانگ جاءالحق بباطـــــــل چيره شد ايدل نظـــــــــــــــــام دين منظّم گشت از ميلاد پيغمبر ز حسن پرتو رويـــــــــش خجل در مغرب و مشرق مه و خورشيد اعظم گشت از ميلاد پيغمبر من « ژوليده » مي گويم بگو بر دوستارانش كه شرّ دشمنان كم گشت از ميلاد پيغمبر |
شاعر: ژوليده نيشابوري
ميلاد امام جعفر صادق عليه السلام، مؤسس فقه جعفري را به ساحت مقدس ولي عصر و الزمان حجة بن الحسن العسکري تبريک و تهنيت عرض
مي نمائيم.
خجسته ميلاد برگزيده ترين رسول آسماني و نويد بخش آزادي جاوداني، حضرت محمد مصطفي صلي الله عليه و اله مبارک باد.

|
| ||
|
|

دعای سپاســـــــــگزاری
خداي عزيز و دوستداشــــــــــتنيام،
از اين كه به من فرصــــــت دادي، يك روز ديگر را آغاز كنم، سپاســـــگزارم
اين خواست تو بود كه بتوانم، طلوعــــي ديگر را شاهد باشـــــــم.
مرا از محدوديـــــــــتهاي ديروزم رها ساز.
باشد كه تو را در خود بيابم و دوباره متولد شــــوم.
باشد كه شكوه تو را تجــــــربه كنم
و بتوانم بيشتر نشان دهندهي تجلـــيات تو باشم.
به من قدرت، محبت، شهامت، و خرد عطــا كن
اجازه بده نور درون خود و ديگران را بيـــــابم.
شايد بتوانم فقط خوبيها را كه در همه جا وجود دارد ببينـــــــــم،
تا امروز وسيلهاي باشم در دستان تو، براي زندگي، عشق و شفا.
اين روز را به تو تقديم ميكـــــــــــنم،
باشد كه ذهنم بر روحم متمركز باشد

و بتوانم حقايق پشت وقایع را دريـــــــابم.
و بر وسوسههائي كه از عشقام ميكاهند، فائــــــــق آيم.
با شروع امروز، خود را به روي تو ميگــــــــشايم.
ميدانم كه با مني، ميدانم كه در منـــــي،
لطفاً باز هم بيشتر به جائي كه هم اكنون هــــــــستي بيا،
شايد كه ذهن و قلب من خـــــــلوص يابد.
تا بلكه از پشت نقابهائي كه به چهره داريـــــــم،
شاهد نور و عشق و معصوميت در همه باشــــــم.
ميخواهم حقيقت پشت توهم اين دنيـــــــا را تجربه كنم.
امروز اعمال خود را تسليم تو ميكنــــــــم
و ميخواهم كه اعمالم بهبهترين شكل در خدمــــــت تو باشد.
اميدوارم كه عشق و خوبيهايت را بتوانم به ديـــــگران هديه كنم.
هر جا كه ميروم، مرا هماني بساز كه ميخواهــــــي
قدمهايم را هدايـــــت كن
و آنچه را كه تو ميخواهي به انجام برسانـــــم نشانم ده.
از اين روز زيبا، از اين نور، و از همهي نعمتهايت سپاســـــگزارم.
به من آرامش بده تا بتوانم عميقاً خدمتگزار تو باشـــــــــــم.
الهي تسليمام، به همهي بندگانت بركت عطا كـــــــــن!
آميـــــن یا ربالعـــــــالمــــــــــین

انتظار بالاترین عبادت!
حضرت علی (ع) فرمود:"انتظار ظهور مهدی بالاترین عبادت است " کسی که منتظر امام زمان (عج) است
دلش پر از امید است و میداند خداوند روزی نجات بخش جهان را می فرستد. کسی که منتظر امام زمان
(عج) است فکر میکند که برای آماده کردن حکومت امام مهدی (حج) چه میتواند بکند . کسی که منتظر امام
مهدی (عج) است مشکلات و گرفتاریها را ساده و کوچک میبیند و عقیده دارد " در سایه هر مشکلی آسانی
هست. کسی که منتظر امام زمان (عج) است دوست دارد" سر باز فداکار باشد و چون میداند که امام زمان
(عج) او را میبیند " اخلاقش را اصلاح و قلبش را پاک میکند. کسی که منتظر امام زمان (عج) است عقیده
دارد به دست حضرت مهدی (عج) قانونهای قران اجرا خواهد شد. به همین خاطر قران را دوست دارد "
آن را تلاوت میکند و حفظ میکند" به آیاتش عمل میکند و به دیگران یاد میدهد .کسی که منتظر امام زمان
(عج) است " مثل یک عاشق سر گردان به دنبال امام میگردد و آرزو دارد روی ماهش را ببیند. کسی که
منتظر امام زمان (عج) است اماده جانبازی در راه ان امام است و فقط منتظر است که امام به او فرمان
جهاد بدهد. کسی که منتظر امام زمان (عج) است از همه قدرتها ناامید است و فقط به قدرت خدا دل بسته
است . کسی که منتظر امام زمان (عج) است به غیب و کمکهای آسمانی عقیده دارد . کسی که منتظر امام
زمان (عج) است " می داند که این دنیا صاحب دارد .

غیبت امام "امتحان مردم
خداوند مسلمانها را در زمان غیبت امام زمان عج امتحان میکند" تا معلوم شود آیا در اعتقاداتشان محکم و
استوار هستند؟ آیا در مقابل دشمنان مثل شیر می خروشند؟
ایا دنیا را برای آمدن امام زمان آماده می کنند ؟
راستی چه امتحان بزرگی!

وصیت نامه امام حسین(ع)
"بسم الله الرحمن الرحیم. هذا ما أوصی به الحسین بن علی إلی أخیه محمد بن الحنفیة إن الحسین یشهد أن لا إله إلا الله وحده لا شریک له و أن محمداً عبده و رسوله جاء بالحق من عنده و أن الجنة حق و النار حق و الساعة آتیة لاریب فیها و أن الله یبعث من فی القبور و أنی لم أخرج أشراً و لا بطراً و لا مفسداً و لا ظالماً و إنما خرجت لطلب الإصلاح فی امة جدی(صلی الله علیه و آله ) أرید أن آمر بالمعروف و أنهی عن المنکر و أسیر بسیرة جدی و أبی علی بن أبی طالب فمن قبلنی یقبول الحق فالله أولی بالحق و من رد علی هذا أصبر حتی یقضی الله بینی و بین القوم و هو خیرالحاکمین، و هذه وصیتی إلیک یا أخی! و ما توفیقی إلا بالله، علیه توکلت و إلیه أنیب.
امام حسین علیه السلام هنگام حرکت از مدینه به سوی مکه این وصیت نامه را نوشت و
با مهر خویش ممهور ساخت و به برادرش محمد حنفیه تحویل داد:
" بسم الله الرحمن الرحیم... ؛ این وصیت حسین بن علی است به برادرش محمد حنفیه.
حسین گواهی می دهد به توحید و یگانگی خداوند و این که برای خدا شریکی نیست و
محمد(ص) بنده و فرستاده اوست و آئین حق ( اسلام) را از سوی خدا ( برای جهانیان )
آورده است و شهادت می دهد که بهشت و دوزخ حق است و روز جزا بدون شک به
وقوع خواهد پیوست و خداوند همه انسان ها را در چنین روزی زنده خواهد نمود ."
امام در وصیت نامه اش پس از بیان عقیده خویش درباره توحید و نبوت و معاد، هدف
خود را از این سفر این چنین بیان نمود:
" من نه از روی خودخواهی و یا برای خوشگذرانی و نه برای فساد و ستمگری از شهر
خود بیرون آمدم؛ بلکه هدف من از این سفر، امر به معروف و نهی از منکر و خواسته
ام از این حرکت، اصلاح مفاسد امت و احیای سنت و قانون جدم، رسول خدا(ص) و راه
و رسم پدرم، علی بن ابی طالب(ع) است. پس هر کس این حقیقت را از من بپذیرد( و از
من پیروی کند) راه خدا را پذیرفته است و هر کس رد کند( و از من پیروی نکند) من با
صبر و استقامت( راه خود را) در پیش خواهم گرفت تا خداوند در میان من و بنی امیه
حکم کند که او بهترین حاکم است . و برادر ! این است وصیت من به تو و توفیق از
طرف خداست، بر او توکل می کنم و برگشتم به سوی اوست."

![]()
اعمال ماه محرم![]()
چرا محرم؟!
پيش از اسلام عرب، جنگ در اين ماه را حرام ميدانست و ترك مخاصمه ميكرد؛ لذا از آن زمان
اين ماه بدين اسم نامگذاري شد. و روز اول محرم را اول سال قمري قرار دادند. در توضيح اين كه
چرا ماههاي ديگر كه جنگ در آنها حرام است، محرم ناميده نميشود ميتوان گفت: چون ترك جنگ
از اين ماه شروع ميشد به آن محرم گفتند.
اين ماه در مكتب تشيع يادآور نهضت حضرت سيدالشهدا و حماسه جاودان كربلاست.
اين ماه، يادآور دلاورمرديهاي ياران با وفاي اباعبدالله الحسين(عليه السلام)، فداكاريهاي زينب
كبري(سلام الله عليها)، حضرت سجاد(عليه السلام)، و همه اسراي كاروان امام حسين(عليه
السلام)، است. اين ماه، يادآور خطبهها و شعارهاي آگاهيبخش سالار شهيدان، نطق آتشين حضرت
زينب(سلام الله عليها) و خطابه غرّاي زين العابدين(عليه السلام)، است.
اين ماه، يادآور استقامت حبيب بن مظاهر و شهادت عون و جعفر است.
آري اين ماه، ماه پيروزي حق بر باطل است.
محرم از منظر ائمه(عليهم السلام)![]()
شيعيان از امام رضا(عليه السلام)، چنين نقل شده است:
«وقتي محرم فرا ميرسيد، پدرم خندان ديده نميشد، حزن و اندوه تا پايان دهه اول بر او غالب بود
و روز عاشورا، روز حزن و مصيبت و گريه ايشان بود.»
همچنين حضرت امام رضا(عليه السلام) درباره عاشورا ميفرمايد:
«كسي كه عاشورا روز مصيبت و اندوه و گريهاش باشد، خداوند قيامت را روز شادماني و سرور
او قرار خواهد داد.»
اعمال شب اول ماه محرم![]()
1ـ نماز: اين شب چند نماز دارد كه يكي از آنها به شرح ذيل است:
دو ركعت، كه در هر ركعت بعد از حمد يازده مرتبه سوره توحيد خوانده شود.
در فضيلت اين نماز چنين آمده است:
«خواندن اين نماز و روزه داشتن روزش موجب امنيّت است و كسي كه اين عمل را انجام دهد،
گويا تمام سال بر كار نيك مداومت داشته است.»
2ـ احياي اين شب.
3ـ نيايش و دعا.
روز اول محرم![]()
اول محرم هر سال اولين روز سال قمري است. از امام محمدباقر(عليه السلام) روايت شده است:
«آن كس كه اين روز را روزه بدارد، خداوند دعايش را اجابت ميكند، همانگونه كه دعاي
زكريا(عليه السلام) را اجابت كرد.»
دو ركعت نماز خوانده شود و پس از آن سه بار دعاي زير قرائت گردد:
«اللّهم انت الاله القديم و هذه سنةٌ جديدةٌ فاسئلك فيها العصمة من الشيطان و القوَّة علي هذه النّفس
الامّارة بالسُّوء»؛ بارالها! تو خداي قديم و جاوداني و اين سال، سال نو است، از تو ميخواهم كه
مرا در اين سال از شيطان حفظ كني و بر نفس اماره (راهنمايي كننده) به بدي پيروز سازي.
روز دوم محرم![]()
در چنين روزي كاروان امام حسين(عليه السلام) در سال 61 ه .ق وارد سرزمين كربلا شد و با
ممانعت لشكر حرّ مجبور به توقّف در آنجا گرديد.
روز سوم محرم![]()
از پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله) نقل شده است:
«هر كس در اين روز روزه بگيرد، خداوند دعايش را اجابت كند.»
در آن روز سپاه عمر بن سعد وارد كربلا شد.
روز چهارم محرم![]()
بينتيجه بودن مذاكره حضرت سيدالشهداء(عليه السلام)، با عمر بن سعد براي وادار كردن لشكر
وي به ترك جنگ و دعوت او و لشكرش جهت ملحق شدن به سپاه اسلام.
![]()
![]()
![]()

ادامه مطلب را بخوانید.

منبع: تبیان
خطبه غديريه اميرمؤمنان(عليه السلام) ![]()
در زمان حكومت
در دوره حاكميت على بن ابىطالب(عليه السلام) عيد غدير با روز جمعه مصادف شد. مسلمانان حضور
چشمگيرى در نماز جمعه داشتند. حضرت علي(عليه السلام) براى اقامه نماز جمعه و خواندن خطبههاى آن در
برابر مردم قرار گرفت. حسين بن على(عليهماالسلام) مىگويد: پنج ساعت از روز گذشته بود (قبل از اذان
ظهر)، كه پدرم خطبهها را آغاز كرد. او نخست به حمد و ثناى خداوند پرداخت، صفات ربوبىاش را برشمرد،
حاكميت مطلق را از آن وى دانست، نعمتهايش را مورد توجه قرار داد و بعد خطاب به مردم فرمود:
خداوند تعالى امروز دو عيد بسيار بزرگ [جمعه و غدير] را براى شما در يك زمان قرار داده است؛ دو عيدى كه
هر يك فلسفه وجودى ديگرى را تكامل مىبخشد و به وسيله هر يك هدايت در ديگرى اثر مىبخشد... سپس
فرمود: توحيد و ايمان به يگانگى خداوند پذيرفته نمىشود مگر با اعتراف به نبوت پيامبرش محمد(صلي الله
عليه و آله) و دين و شريعت محمد(صلي الله عليه و آله) پذيرفته نمىشود مگر با قبول ولايت امر كسى كه خدا
فرمان ولايتش را داده است؛ و همه اين امور سامان نمىپذيرد مگر بعد از توسل و تمسك به اهل ولايت.
غدير از نگاه مولى الموحدين على(عليه السلام) ![]()
سپس فرمود: خداوند در روز غدير آنچه در باره منتخبين خود اراده كرد بر پيامبرش فرو فرستاد، به او فرمان
داد تا ولايت و وصايت را ابلاغ كند و مجال را از كافران و منافقان بگيرد نگران گزند دشمنان نباشد. روز غدير
قدر و منزلت بسيار دارد، در آن روز گشايشهاى الهى فرا رسيده و حجتش بر همه تمام شده است.
امروز روز روشنگرى و اظهار عقيده از جايگاه بلند و روشن است، امروز روز تكامل دين و روز وفاى به عهد
است. غدير روز((رسول الله صلي الله عليه و آله) و مشهود "على بنابىطالب(عليه السلام)" است، روز در
هم ريختن پيمانهاى زير پرده كفر و نفاق است، روز آشكار شدن حقايق اصيل اسلام است، روز ذلت و خوارى
شيطان است، روز استدلال و برهان است، روز جدا شدن صفوف كسانى است كه آن را تكذيب مىكردند امروز
بزرگترين روزى است كه عدهاى از شما از آن اعراض كرديد، روز هدايت و امتحان بندگان خداست، روز آشكار
شدن كينههاى نهفته در دلها و سينههاست، روز عرضه نصوص [سخنان بدون ابهام پيامبر (صلي الله عليه و
آله)] بر افراد مؤمن و دلباخته [اهل الخصوص] است، غدير روز شيث پيامبر(عليه السلام) است، روز ادريس و
يوشع و شمعون و ...
منشور علوى(عليه السلام) در عيد غدير ![]()
اميرمؤمنان(عليه السلام) در قسمت آخر خطبه فرمود: رحمت خدا بر شما اى مسلمانان، بعد از برگشت از اين
اجتماع بزرگ امروز [غدير] را عيد بگيريد: [و با انجام امور ذيل آن را بزرگ بشماريد].
1) نعمت را بر افراد خانواده و خويشاوندانتان گسترش دهيد و نيكى و بخشش پيشه كنيد
2) به برادران دينى خويش به قدر توان نيكى و بخشش كنيد. و
3) خداى را در برابر نعمتهايى كه به شما ارزانى داشته، شكرگزار باشيد.
4) كنار يكديگر جمع شويد تا خداوند اجتماع شما را فراگير و گيراتر سازد.
5) به يكديگر نيكى كنيد تا خداوند به شما الفت و مهربانى بيشتر عنايت كند.
6) نعمتهاى الهى را به يكديگر تبريك و تهنيت گوييد همان طور كه خداوند [در اين روز] با اعطاى اجر و
ثوابى بيش از ديگر اعياد به شما تهنيت مىگويد. بعد فرمود: كمكهاى مالى به ديگران در امروز (غدير) به
اموالتان بركت مىبخشد و بر عمرتان مىافزايد: مهربانى به ديگران سبب رحمت و عنايات حق خواهد شد.
7) با خوشرويى و شادمانى يكديگر را در آغوش بگيريد.
8) خداوند را بر توفيقات خويش سپاس گوييد.
9) از فقرا و ضعيفانى كه چشم به كمك شما دارند ديدن كنيد، به زيارتشان برويد و با آنان در خوراكشان همراه
شويد. بعد حضرت فرمود: يك درهم كمك به فقرا در روز عيد غدير با دويستهزار درهم برابر است، بلكه بيشتر
خواهد بود.
10) وقتى يكديگر را ملاقات كرديد مصافحه كنيد، به هم تبريك بگوييد و سلام كنيد، كه پيامبر خدا (صلي الله
عليه و آله) به من چنين فرمان داد.
عید غدیر خم را بر همه مسلمین از صمیم قلب تبریک میگم .


"بسم الله الرّحمن الرّحیم"![]()



عیـــد قربـــــــــا ن
عید قربان گرچه آیین خلیل آزر اســـــــــت ملت اســــلام را امروز زیب و زیور اســــت
حبّذا عیدى كه سرخ از خون قربانــــــى او گونه اســـــلام و روى ملت پیــــــغمبر اســـــت
حبّذا روزى كه ابراهیم را در كوى دوســـت ذبح اسماعیل از یك گوسفند آسانتر اســــــــــت
حاجیان از جان چنان بوسند آن سنگ سیاه خانه حق را كه گویى خـال روى دلبر اســــــتت
سالى ار یك حج بود مر حاجیان را در حجاز در خراسان خلق را هر روزه حجّ اكبر اســـــت
خانه حق را اگر خواهى بپو راه حجــــــــاز ور بخواهى صاحب آن خانه در این كشور است
اندرین عیدى كه ملت را همه فرّ و بهـــــا از نو آیین ســــــنّت پاك خلــــــیل آزر اســــــت
سعى تو مشكور باد و حجّ تو مبرور بـــاد در حریمى كز شرافت كعبه را تاج سر اســــــت
فرارسیدن عید سعید قربان، عید ایمان، عید معرفت،
عید توحید و خداشناسی را به همه دوستان تبریک می گویم…
|
| ||
|
|
ادامه مطلب را بخوانید.

"بسم الله الرّحمن الرّحیم" ![]()
به نام "الله"ای است که عاشق است و معشوق است و خود،
حقیقت عشق است. عاشق، میفهمد که عاشق چه میگوید
و اگر انسان عاشق نباشد، معنای کلام خداوند پر محبت را درک نمیکند...
"بسم الله الرّحمن الرّحیم"
چرا سورههای قرآن این طور شروع میشود؟
چرا با کلام دیگری آغاز نمیشود؟ دلیل تکرار پیدرپی این آیهی عاشقانه چیست؟
همین نشان میدهد که خدایی که اسلام از آن میگوید،
بیش از هر چیز و بیش از هر چیز دیگر مهربان و بخشنده است
و چنین خدایی، از مؤمنان به خود، انتظار مهربانی و بخشودن دارد.
تأکید قرآن و اسلام بیش از هر چیز، آن است که
ای مردم محبت را دریابید و مهربانی کنید
...پس خدایی که در دل آیات قرآن نهفته است،
در اوّل و آخر مهربان و بخشنده است.
![]()
![]()
![]()
اگر صفت دیگری دارد، این ویژگی او حالتی است از محبت بیپایانش.
خداوند عادل است، اما بخشش خود را بر عدالت خویش برتری میدهد...
این عدل عاملی است برای تحقق عشق و محبت خداوند، به همهی مخلوقات خود...
خدای قهّار، همان خدای رحمان است. قهر او همان مهر اوست...
تلاش عاشق است برای نجات معشوق ...
عدلی که اساس آن محبت نباشد، از سنخ عدل الهی نیست.
خشم و قهری که باطن آن رحمت و محبت نباشد،
نه خدایی است و نه برای خدا. خدا خواهانه نیست، نفسانی و خودخواهانه است...
پیام منحصر به فرد و اختصاصی اسلام، بعد از "لا اله الّا الله" که پیام مشترک ادیان است،
"بسم الله الرّحمن الرّحیم" است و این به بشر میگوید:
اسلام دین رحمت است، نه خشونت
اسلام آیین محبت است، نه نفرت
خدایی که اسلام وصفاش میکند عاشق است
عاشق مخلوق خود است و او عاشقترین است
"اَرحَم الرّاحمین" است
قرآن را با وضو باید گشود. ظاهر این وضو کار همگان است، اما باطن آن کار نوادر زمان است.
برای ورود به قرآن، باید با "بسم الله الرّحمن الرّحیم" وضو کرد
و گرنه ورود به قرآن ممکن نیست.
![]()
![]()
![]()
وضوی ظاهری با آب است و وضوی باطنی با عشق است.
باید روح را با عشق شست تا بتوان به درون قرآن راه یافت
و عمق قرآن را یافت.
باید به صفت رحمن و رحیم موصوف شد تا به ادراک وصفی که،
قرآن از خدا و حقیقت و زندگی دارد، نائل شد...
...کسی که عاشق نیست این خدا را نمیفهمد و بلکه از فهم و تجربهاش _
(که خود الله اکبر فهم ناپذیر است)_بسیار دور است.
کسی که عاشق نیست قرآن را نمیفهمد.
منظور آیات را در نمییابد، چون نخست میگوید:
"بسم الله الرّحمن الرّحیم"
"وقتی میگویی به نام خداوند بخشندهی مهربان،
نمیتوانی با نفرت و بدی عمل کنی.
"اگر الآن بگویی به نام خداوند بخشنده، اگر به راستی بگویی،
پس تو هم اکنون بخشندهای. چون انسان همیشه شبیه همانی میشود
که آن را میپرستد و تسلیم اوست.
"اگر خدای تو رحمان و رحیم است و اگر تو واقعاً چنین خدایی را میپرستی،
پس تو هم باید رحمان و رحیم باشی. مشت،
نمونهی خروار است و قطره میتواند از دریا خبر دهد.
"اگر تو مهربانی، پس معلوم است که خدایی هم که تو میپرستی مهربان است...
...اگر صفت خداوند تو، در تو نیست، پس به واقع "او " خداوند تو نیست
و تو خود را در اختیار جز "او" قرار دادهای و جز "او" را شنیدهای...

(از کتاب تفاسیر بسم الله/ برگرفته از تعالیم)
ادامه مطلب را بخوانید.
لطفا كسی به این سوالات امام صادق جواب دهد!![]()
اندرزهاى دهگانه![]()
مردى از امام صادق علیه السلام نصیحتی خواست! آن حضرت به او فرمودند:
1 - اگر خداى تعالى روزى را به عهده گرفته است غصه خوردنت براى چیست؟!
2- اگر روزى تقسیم شده است، حرص و آز براى چیست؟!
3- و اگر سنجش (در قیامت) حق است، پس ثروت اندوزى براى چیست؟!
4- و اگر عوض دادن خداى تعالى حق است، پس بخل ورزیدن براى چیست؟!
5- و اگر كیفر الهى آتش دوزخ است، پس گناه براى چیست؟!
6- و اگر مرگ حق است، پس شادمانى براى چیست؟!
7- و اگر (كارنامه) اعمال بر خدا عرضه مىشود، پس فریب براى چیست؟!
8- و اگر گذر كردن بر صراط حق است، پس خودپسندى براى چیست؟!
9- و اگر تمام چیزها به قضا و قدر است، پس اندوه براى چیست؟!
10- و اگر دنیا ناپایدار است، پس اعتماد و آرامش به آن براى چیست؟!
دوست عزیز، من و تو كه الان این مطلب را خواندیم، وقت آن است كه چند دقیقهای به
این چیست و چراها فکر کنیم ! ![]()
|
| ||
|
ادامه مطلب را بخوانید.
گفتگو با خدا...
آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد شاید دعای مادرت زهرا بگیرد
كسی نبود حرفهای مرا گوش كند.
من هم مثل همه به گاه بی كسی و ماندگی، سراغ خدا، خدای فراموش شدهی خویش را گرفتم.
همو كه هیچگاه مرا از یاد نمیبرد!
* * * * *
گفتم: چقدر احساس تنهایی میكنم
گفتی: فَإِنِّی قَرِیبٌ؛ من كه نزدیكم !
گفتم: تو همیشه نزدیكی؛ من دورم... كاش میشد نزدیكت میشدم..
گفتی: وَ اذْكُر رَّبَّكَ فِی نَفْسِكَ تَضَرُّعاً وَ خِیفَةً وَ دُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَ الآصَالِ؛ هر صبح و
شام، خدایت را پیش خود، با بیم و كرنش، آهسته یاد كن
گفتم: این هم توفیق میخواهد!
گفتی: أَلَا تُحِبُّونَ أَن یَغْفِرَ اللَّهُ لَكُمْ؟ دوست ندارید خدا شما را ببخشد؟!
گفتم: معلوم است كه دوست دارم مرا ببخشی!
گفتی: وَ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَیْهِ؛ پس از خدا خود بخواهید شما را ببخشد و آنگاه به سوی او
باز آیید
گفتم: با این همه گناه؟!... آخر چگونه؟
گفتی: أَلَمْ یَعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ؟ مگر نمیدانید خداست كه توبه را از بندههایش
قبول میكند؟!
گفتم: دیگر روی توبه ندارم.
گفتی: اللَّهِ الْعَزِیزِ الْعَلِیمِ، غَافِرِ الذَّنبِ وَ قَابِلِ التَّوْبِِ؛ ولی خدا عزیزِ و داناست، او آمرزندهی گناه است
و توبه پذیر.
گفتم: با این كوه گناه، برای كدام یك توبه كنم؟
گفتی: إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا؛ خدا همهی گناهان را میبخشد
گفتم: یعنی دوباره بیایم؟ باز مرا میبخشی؟
گفتی: وَ مَن یَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلاَّ اللّهُ؛[چرا كه نه!] به جز خدا كیست كه گناهان را ببخشد؟
گفتم: نمیدانم چرا همیشه در مقابل این كلامت كم میاورم! آتشم میزند؛ ذوبم میكند؛ عاشق
میشم! و ... توبه میكنم
گفتی: إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ؛ [این را بدان كه] خدا توبهكنندگان و نیز آنانی كه به
دنبال پاكیاند را دوست دارد
ناخواسته گفتم: اِلهی وَ رَبِّی مَن لِی غَیرُك؛ ای خدا و پروردكار من! [آخر] من جز تو كه را دارم؟
گفتی: أَلَیْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ؛ خدا برای بندهاش كافی نیست؟
گفتم: در برابر این همه مهربانیت چه میتوانم؟
گفتی: یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اذْكُرُوا اللَّهَ ذِكْرًا كَثِیرًا وَ سَبِّحُوهُ بُكْرَةً وَ أَصِیلًا هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْكُمْ وَ م
َلَائِكَتُهُ لِیُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَی النُّورِ وَ كَانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیمًا؛ ای مؤمنان! خدا را بسیار یاد كرده و
صبح و شام تسبیحش كنید. او كسی است كه خود و فرشتگانش بر شما درود و رحمت میفرستند تا
شما را از تاریكیها به روشنایی آرند. كه خدا بر مؤمنان مهربان است.
با خودم گفتم: خداوند!... خالق هستی!... با فرشتههایش!... به ما درود میفرستند تا آدم شویم؟! ...
پس باید خود را ثابت كند كه شایستهی سلام و درود عرشیانم.
باید گوهر درونم را از هرچه زنگار پاك كنم.
باید برخیزم كه تا الان هم دیر شده است.
چقدر من بعد از این كارهای شیرین دارم.
* * * * *

|
| ||||||||||||||||||||||||
دیوان مولانا
|
ادامه مطلب را بخوانید.
اعمال شبهای قدر
شب قدر، شبی است که در تمام سال هیچ شبی به فضیلت آن نمی رسد و عمل در آن بهتراز عمل
در هزار ماه است. دراین شب برنامه های یک سال هر کس مقدر می گردد . درشب قدر ملائکه و روح
که اعظم ملائکه است به اذن پروردگار، خدمت امام زمان علیه السلام مشرف می شوند و مقدرات هر
کس را به امام عرضه می دارند.
اعمال شب قدر به دو گونه اعمال مشترک و اعمال مخصوص تقسیم می شود.
اعمال مشترک شبهای قدر
1 مقارن غروب آفتاب شب قدر غسل شود.
2- دورکعت نماز اقامه شود، در هر رکعت بعد از حمد ، هفت مرتبه سوره توحید خوانده شود. بعد از
نماز هفتاد بارذکر " استغفرالله و اتوب الیه" گفته شود .
3- قرآن به سرگرفتن و به خدا را به چهارده مصوم سوگند دادن .
4- زیارت امام حسین علیه السلام .
5- احیای این شبها .
6- اقامه صد رکعت نماز به صورت دورکعتی وافضل آن است که درهر رکعت بعد از حمد ، ده مرتبه
سوره توحید خوانده شود.
7- دعایی از امام زین العابدین علیه السلام که درمفاتیح الجنان آمده است . اللهم انی امسیت لک
عبداً...
8- قرائت دعای جوشن کبیر.
9- طلب آمرزش از خدای متعال . و در خواست از خدا جهت نیازهای دنیا و آخرت .
10- ذکر گفتن و صلوات بر محمد وآل محمد علیهم السلام.
اعمال مخصوص شب نوزدهم
1- صد بار ذکر " استغفرالله ربی واتوب الیه ".
2- صد بار ذکر " اللهم العن قتلة امیرالمومنین"
3- دعای اللهم اجعل فیما تقضی و تقدر من الامر المحتوم ...
اعمال مخصوص شب بیست و یکم
1- دعای اللهم صل علی محمد وال محمد و اقسم لی حلما یسد عنی باب الجهل ... .
2- لعن بر قاتل امیرالمومنین .
3- زیارت حضرت علی علیه السلام .
اعمال مخصوص شب بیست و سوم
1- تلاوت سوره های عنکوبت و روم که امام صادق علیه السلام فرمود: که تلاوت کنند که این دو سوره
دراین شب از اهل بهشت است .
1-قرائت سوره های ... .
2-هزار مرتبه سوره قدر .
3-خواندن و تکرار دعای اللهم کن لولیک حجة ابن الحسن ... .
4- دعای اللهم امددلی فی عمری واوسع لی فی رزقی ... .
5- تلاوت قرآن کریم به هر مقدار که توانستی .
6- دعای " یا باطنا فی ظهوره و یا ظاهراً فی بطونه... .
ادامه مطلب را بخوانید.
داستان تولد امام حسن مجتبی علیه السلام![]()
امام حسن علیه السلام فرزند امیرمؤمنان علی بن ابیطالب و مادرش مهتر زنان فاطمه زهرا دختر پیامبر خدا
است .
امام حسن علیه السلام در شب نیمه ماه رمضان سال سوم هجرت در مدینه تولد یافت. وی نخستین پسری
بود که خداوند متعال به خانواده علی و فاطمه عنایت کرد.
رسول اکرم صلی الله علیه و آله بلافاصله پس از ولادتش، او را گرفت و در گوش چپش اقامه گفت. سپس برای
او بار گوسفندی قربانی کرد، سرش را تراشید و هم وزن موی سرش - که یک درم و چیزی افزون بود - نقره به
مستمندان داد. پیامبر صلی الله علیه و آله دستور داد تا سرش را عطرآگین کنند و از آن هنگام آیین عقیقه و
صدقه دادن به هم وزن موی سر نوزاد، سنت شد. این نوزاد را " حسن " نام نهاد و این نام در جاهلیت سابقه
نداشت. کنیه او را ابومحمد نهاد و این تنها کنیه اوست . لقبهای او سبط ، سید، زکی ، مجتبی است که از
همه معروفتر "مجتبی" میباشد.
|
| ||
|

سخن امام رضا علیه السلام، هنگام فرا رسیدن ماه رمضان![]()


قال الإمام الرضا علیهالسلام: الحَسَناتُ فی شَهرِ رَمَضانَ مَقبولَةٌ، وَالسَّیِّئاتُ فیهِ مَغفورَةٌ.
مَن قَرَأَ فی شَهرِ رَمَضانَ آیَةً مِن كِتابِ اللهِ عز و جل كانَ كَمَن خَتَمَ القُرآنَ فی غَیرِهِ مِنَ الشُّهورِ، و مَن
ضَحِكَ فیهِ فی وَجهِ أخیهِ المُؤمِنِ لَم یَلقَهُ ی َومَ القِیامَةِ إلاّ ضَحِكَ فی وَجهِهِ و بَشَّرَهُ بِالجَنَّةِ، و مَن أعانَ
فیهِ مُؤمِنا أعانَهُ اللهُ تَعالى عَلَى الجَوازِ عَلَى الصِّراطِ یَومَ تَزِلُّ فیهِ الأَقدامُ، ... .
هر كــــس در ماه رمضان یك آیه از كتاب خدا بخواند، مثل كسى است كه در غیر آن، خــــــــتم
قرآن كرده باشد و هر كس در این ماه، به صورت برادر مؤمنش بخندد، خدا را در قیا مـــــــــت
دیدار نخواهد كرد، مگر آن كه در چهره او خواهد خندید. (مقصود، تجلّى حضرت حق جلّ وعلا
با صفت رحمت و رأفت بر دل مؤمن است) و به بهشت مژدهاش خواهد داد . و هر كس در آن ماه
مؤمنى را یارى كند، خداوند، او را بر گذشتن از صراط ، در آن روز كه قدمها بر آن مىلـــــــــــغزد،
یارى خواهد كرد. و هر كس در آن، خشم خود را نگه دارد، خداوند نیز روز قیامت، خشمـــــــش را
از او نگه خواهد داشت. و هر كس در آن، ستمدیدهاى را یارى كند، خداوند، او را در دنیا بر ضدّ كسى
كه با وى دشمنى نماید، یارى مىكند و روز قیامت نیز هنگام حساب و میزان، یارىاش مىنــــــــماید.
ماه رمضان، ماه بركت است، ماه رحمت، ماه آمرزش، ماه توبه و بازگشـــــــــــت به سوى خـــــــــدا .
هر كس در ماه رمضان آمرزیده نشـــــــود ، پس در چه ماهى آمرزیــــــــده گردد؟ !
پس از خداوند بخواهید كه در این ماه، روزه شما را بپذیرد و آن را آخرین رمضان شما قرار
ندهد و شما را بر طاعت خویش توفیق دهد و از نافرمانى خود نگه دارد ، كه
او بهترین كسى است كه از او درخواست مىشود .
منبع : سایت تبیان
ادامه مطلب را بخوانید.
سعادت در رحم مادر
مادر استاد شهید (مطهری) که از زنان فهمیده و با سواد و سخنور روزگار ماست ، در مورد شهیـد
مطهری که فرزند چهارم ایشان بوده ، فرمود : در زمانی که استاد مطهری را هفت ماهه حامله بودم
در خواب دیدم که در مسجد (فریمان) تمام زنان روستا نشسته انند و من نیز آنجا هســـتم یک دفعـه
دیدم که خانمی بزرگوار و محترم که مقنعه داشت وارد شد ، در حالی که دو خانم دیگر همراه ایشان
بودند. هر یک گلاب پاشی را در دست داشتند .آن خانم با دو زن همراه خود گفـت : "گلاب بریزیـد
و آنها سر تمام زنها گلاب ریختند . وقتی به من رسیدند " سه دفعه روی سرم گلاب ریختند .
ترس مرا گرفت که نکند در امور دینی و مذهبی ام کوتاهی کرده باـشم . ناگزیر از آن خانم پرسیـــدم
چرا روی من سه بار گلاب پاشیدند؟ ایشان در جواب گفت : "برای آن جـنـــینی که در رحم شماســت.
این بچه به اسلام خدمت های بزرگی خواهد کرد ." لذا وقتی مرتضی به دنیا آ مد " با بچه هــای دیگر
فرق داشت " به طوری که در سه سالگی " کت مرا بر دوش می انداخت و با اتاقی در بسته میرفـت
و در حالی که آستین های کت به زمین میرسید " به نماز خواندن می پرداخت.
رسول اکرم میفرماید : خوش بخت کسی است که در شکم مادر سعادتمند باشد .
منبع :صد حکایت تربیتی
|
| ||
|
|
ادامه مطلب را بخوانید.
|
عشق یعنـــــی
عشق یعنـــــی انتظـــار و انتــــظار |
عشق یعنی هر چه بینی عکس یار |
|
عشق یعنی شب نخفتن تا ســــتحر |
عشق یعنی سجـــدهها با چشم تَـــر |
|
عشق یعنی دیده بر در دوخـــــــتن |
عشــق یعنی از فراقـــش سوخـــتن |
|
عشق یعنی سر به در آویخـــــــتن |
عشق یعنی اشک حسـرت ریخـــتن |
|
عشق یعنی لحظــــههای ناب ناب |
عشق یعنی لحـــظههای التــــها ب |
|
عشق یعنی بنده فرمـان شـــــــدن |
عشـق یعنــــی تا ابد رســـوا شدن |
|
عشق یعنی گم شدن در کوی دوست |
عشق یعنی هر چه در دل آرزوست |
|
عشق یعنی یک تیمم، یک نمــــاز |
عشق یعنی عالمی راز و نــــــیاز |
|
عشق یعنی یک تبسم، یک نگــاه |
عشق یعنی تکیهگاه و جان پنـــاه |
|
عشق یعنی سوختن یا ساخـــــتن |
عشق یعنــــــی زندگی را باخـــتن |
|
عشق یعنی همچو من شیدا شدن |
عشق یعـــنی قطره و دریا شـــدن |
|
عشق یعنی پیش محبوبت بمـــیر |
عشق یعنی از رضایش عــمر گیر |
|
عشق یعنی زندگـــی را بندگـــی |
عشق یعنی بنـــــتتدگی، آزادگــــی |

سایت تبیان
ادامه مطلب را بخوانید.



ميلاد پيغمبر 


