معاوضه خانه جهنمی با خانه بهشتی
سلام . نمی دونم چرا هر روز بعد از اینکه از محل کارم میام بیرون یک جور دلشـــــــــــوره بدی می گیــــــــــــرم.
اصلا هر چی به خونه نزدیکتر میشم این حس بد به دلم چنگ می زنه .وقتی دستـــــــــــــم رو روی زنگ می گذارم
مثل اینه که روی آتیش پا می زارم.اصلا می خوام که پا توی خونه نذارم.آخه می دونی چــــــــرا؟برای اینـــــــکه
وقتی که وارد خونه میشم به جای اینکه قشنگی های زن و زندگی به چشمم بیاد کم و کاستی ها وکیــــــنه کدورت
های گذشته جلوی چشمم رژه میره.آخر سر هم زبان تلخ و گزنده میانداری می کنه و بیا و ببین....
اما مدتی است که کلا حالم عوض شده .نه تنها از رفتن به سوی خانه مضطرب و ناراحت نمی شوم بلکه دلـــــم
برای خانه رفتن تنگ می شود .منتظر هستم که هر چه زودتر به سمت خانه پر بکشم.همه این زندگی روشن جدید
را از برکت ماه مبارک رمضان دارم.ازروزی که قرائت قرآن وارد خانه ما شد این کیه ها و دعواها شسته شد وبه
جایش صلح و صفا ،مهر و وفا گرفته است.باور نمی کنی این حدیث امام صادق (علیه السلام) راباچشم دل بخــوان:
«خانهای كه در آن قرآن تلاوت شود و یا خدای عزوجل شود بركتش فراوان، و ملائكه در آن حضور مییابــــــــند و شیاطین از آن دور میشوند، و برای اهل آسمان روشن دیده میشود چنان كه كواكب برای زمینیان نورانی دـــیده میشود و خانهای كه در آن قرآن تلاوت نشود و خدای بزرگ یاد نشود بركتش كم و ملائكه از آن فاصله میگیــــرند
و شیاطین در آن حضور مییابند.
حال اگر خانه ات بوی فرشتگان نمی دهد واز ورود به خانه ات دل آزاری می توانی با خواندن یـــک حمـــــــدو یا
سوره توحید قبل از ورود به خانه هر چه شیطان و یاران اوست از خانه ات بیرون کنی که :
دیو چو بیرون رود فرشته در آید.
![]()
![]()
اسلام شکل ظاهرى دارد و هر کس شهادتین را بر زبان جارى کند در زمره مسلمانان است امـــــا ایمان یک امر واقعى و باطنى است که جایگاه آن قلب آدمى است، نه زبان و ظاهر او. بنابراین ایمان بالاتر و برتر از مسلمانى است. در آیات قرآن آمده است: «اعراب گفتند که ما ایـــمان آوردهایـــم، اى پیامبر! به آنها بگو که اسلام آورده (تسلیم شدهاید) و هنور ایمان در دلهاى شما وارد نشده است».
اسلام ممکن است انگیزههاى مختلفى داشته باشد، حتى انگــــیزههاى مادى و منافع شخصــــى، ولى ایمان حتماً از انگیزههاى معنوى سرچشمه مىگیرد. امام باقر علیهالسلام مىفرمایـــــد: «ایمان اقرار است و عمل، اما اسلام اقرار بدون عمل است».
امام صادق علیهالسلام مىفرماید: «ایمان شریک اسلام مىشود، ولى اسلام شریک ایمان نیســـت».
در روایتى دیگر امام باقر علیهالسلام فرمود: «ایمان آن است که در دل مستقر شود و بنده را بــه سوى خدا کشاند و اطاعت خدا و گردن نهادن به فرمانش بیانگر آن باشد، ولى اسلام گفتار و کردار ظاهرى است».
مؤمن واقعى کسى است که به همه دستورهاى اسلام عمل نماید؛ واجبات را انجام دهد و محرّمات را ترک نماید یعنى ایمان واقعى همراه عمل اســــــــــــــت و عملش باید مطابــــــــق با ایمانش باشــــــد.
در بعضى آیات آمده است: «مومنان کسانىاند که چون یاد خدا شود، دلهاشان ترسان مىشود و چون آیات الهى برایشان خوانده شود، ایمانشان افزون مىشود و بر پروردگار خود توکّل مىکنند. آنــان که نماز را بر پا مىدارند و از آنچه روزیشان دادهایم، انفاق مىکنــــــند. آنان مؤمنان واقعى هســـتند».
خداوند در این آیات و آیات دیگر مانند آیات اوّل سوره مؤمنون اوصاف «مؤمنان واقعى» را بیـــــان فرموده است.

التماس دعا
الهي به سويت آمـــــــــــــدهام!
الهــــــــــــــي به نام تو
الهــــــــي، آمدم
نگي ديـــــــــــره!
نگي با چه رويــــــــي!
نگي مگه نگفـــــــــــــــته بودم ...
چرا، گفته بــــــــــودي
گفته بودي: بندــــــــهي من باش!
اما من بندهي دلم و آرزوهاي دور و درازش شدم
گفته بودي: مراقب دشمن قسمخوردهات باش!
خوشخيال و زودباور، در اردوي همون فريبكار چادر زدم
گفته بودي: تنهات نميذارم، يادم كـــــــــــــــــــن، يادت ميكـــــــــــنم
خودم رو تنها ديدم و تنهاييام رو با ياد ياراني كه مار بودند پر كردم
گفته بودي: راه اينه، از بيراهه رفتم و سرگردون شدم
ميدونم. اين همه رو گفته بودي و نشنــــــــــــــــــــيدم
اما تو بخشندهتر از اوني كه اشك پشيمانيام رو ببيني و باران رحمت خطاپوشت رو دريغ كني
الهي، وعدهي خودت بود كه جرأت آمدن به من داد
فرمودي: از رحمـت من مأيوس نشويد، همهي گناهان شما را ميبخشم، بازگــــــــــــــــــــرديد
الـــــــــــــهي، آمدم
خسته و غـــــــــبارآلود
با دستـــــــــاني خالي و قلبي پر اميد
الهــــــــــــــــــتتتي، نگــــــــــي ديره ...


رمضان ماه عترت و قرآن
رمضان شهر عشق و عرفان است رمضان بحر فيض و احسان است
رمــضــــان، مــاه عــتــرت و قــرآن گــــاه تــــجديد عهد و پيمان است
رمــضــان امــتــــداد جــــاده نــــور در گذرگاه هــر مــــسلمــان است
رمــضــان چــلچــراغ نـــور افـشان در شبــستان قلــب انـسان است
مـــاه تــحكــيــم آشنـــايــــي هـــا مــاه تعــطيل قــهر و حرمان است
مـــاه شـــب زنــده داري عـشــاق مــاه بــيــدار بــاش وجــدان است
مـــاه اشــك و خـروش و ناله و آه راه برگــشت هــر پــشيمان است
مــــاه آســـايــش قــلــوب بــشــر مــاه پــالايــش تـــن و جــان است
رمضــان چــشمــه عـطــاي خـــدا ماه عفو و گذشت و غفــران است
رمــضــان رهــنـــمــا و راه گــشــا بهــر گــم گـشتگان حـيــران است
رمــضــان شــاخساري از طــوبـي غرفه اي از بــهشـت رضوان است
رمــضــان بــارگــــاه (بــســم ا...) جلــوگاه (رحيـم) و (رحمان) است
مــاه تـــحصيــل دانــش و تــقــوي گــاه تــطهـيــر و راه ايــمـان است
عيــــد مســعــود زاد روز حــســن روز پــر فــيــض نــيــمــه آن است
شــب قــدرش ســلام بــر مــهدي تــا بــه فـجرش كه نور باران است
مـــغــرب آفــتــاب عــمــر عــلـــي مشــرق مــــاهتــــاب قــرآن است
در چــنين مه كه انس و جان يارب بر سر سفــره تــو مــهــمـان است
نظـــري ســوي دردمنــدان كــــن اي كــه نــامـت شفا و درمان است
بــــارالــها بــــه درگــه كــــرمـــت سائــل خــستــه دل فـراوان است
واي بــر حـال آن كسي كه حسان خــصــم قــرآن و يـار شيطان است


نوری ز پشت ابر![]()
|
نــوری ز پـشـت ابـر هـزاران ستاره خواب |
|
دستی به دست پنجره، چشمی بر آفتاب |
|
آرامـــش نـگـاه مـن از لـحـظـهی غـــروب |
|
در خـواهـش طـلـوع تـو ای مـاه در نـقاب! |
|
چشمی سیاه، بارش سبزی گرفته است |
|
امــا کـویــر، غـیــر تــو را نـشـنـود جــواب |
|
عـالـم بـه تـنـگ مـاهی ظلمت اسیر شد |
|
دریــا! بــیــا و مـاهـی خود را رسان به آب |
|
بـلـبـل سکـوت کـرده، کـبـوتر شکستهبال |
|
طـاووس پـر گـشـا کـه جهـان را نمانده تاب |
|
صـحـرای تشنه، گرگ گرسنه، هزار میش |
|
باران! تو راست بارش و چوپان! تو را شتاب |


آن چند امر است :
اوّل : هر روز هفتاد مرتبه بگوید (اَسْتَغْفِرُاللّهَ وَ اَسْئَلُهُ التَّوْبَةَ )
دوّم : هر روز هفتاد مرتبه بگوید( اَسْتَغْفِرُاللّهَ الَّذى لا اِلهَ اِلاّ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ الْحَىُّ الْقَیّوُمُ وَ اَتُوبُ
اِلَیْهِ ) و در بعضى روایات الْحَىُّ الْقَیُّومُ پیش از الرَّحْمنُ الرَّحیمُ است و عمل به هر دو خوبست و از
روایات مستفاد مى شود كه بهترین دعاها و ذكرها در این ماه استغفار است و هركه هر روز از این
ماه استغفار كند هفتـــاد مرتبه مثل آنست كه هفــــتاد هزار در ماههاى دیـــــــــــــگر استغــــفار كند .
سوّم: تصدّق كند در این ماه اگرچه به نصف دانه خرمایى باشد تا حق تعالى بدن او را برآتش جهنّم
حرام گرداند از حضرت صادق علیه السلام منقول است كه از آن جناب سؤ ال كردند از فضیلت روزه
رجب فرمود چرا غافلید از روزه شعبان راوى عرض كرد یابن رَسول الله چه ثواب دارد كسى كه یك
روز از شعبان را روزه بدارد فرمود به خدا قسم بهشت ثواب اوســــــــت عرض كرد یابن رسول الله
بهترین اعمال در این ماه چیست فرمود تصدّق و استغفار هر كه تصدّق كند در ماه شعبان حق تعالى
آن را تربیت كند همچنانكه یكى از شما شتر بچّه اش را تربیت مى كند تا آنكه در روز قیامت برسد
به صاحبش در حالتى كه بقدر كوه اُحُد شده باشد
چهارم: در تمام این ماه هزار بار بــــگوید( لا اِلهَ اِلا اللّهُ وَلانَعْبُدُ اِلاّ اِیّاهُ مُخْلِصینَ لَهُ الدّینَ وَ لَوُ كَرِهَ
الْمُشْرِكُونَ )كه ثواب بسیار دارد از جمله آنكه عبــــــــادت هزار ساله در نامه عمـــلش بنویســــــند .
پنجم: در هر پنجشنبه این ماه دو ركعت نماز كند در هر ركعت بعد از حمد صد مرتبه توحید و بعد از
سلام صد بار صلوات بفرستد تا حق تعالى برآورد هر حاجتى كه دارد از امر دین و دنــــــیاى خود و
روزه اش نیزفضیلت دارد و روایت شده كه در هر روز پنجشنبه ماه شعبان زینت مى كنند آسمانهـــا
را پس ملائكه عرض مى كنند خداوندا بیامرز روزه داران این روز را و دعاى ایشان را مـــــــستجاب
گردان و در خبر نبوى است كه هر كه روز دوشنـــبه و پنجشنبه شعبان را روزه دارد حقّتعالى بیست
حاجـــــــــــــــت ازحوائج دنیا وبیست حاجت ازحاجتـــــــــــــــهاى آخرت او را برآورد .
ششم: در این ماه صلــــــــــــــــوات بسیار فرستد.
فرارسيدن ماه شعبان،اعياد شعبانيه بويژه ميلاد قائم آل محمد ( عج) مبارك باد !![]()

آئين عشق ورزي
« عشق » ، اكسيرى است كه دلها را قيمتى مىسازد.
هر عضوى ، عيب خاص خود را دارد.
چشم معيوب ، نابيناست و گوش معيوب ناشنوا.
عيب دست و پا، كجبودن و فلجبودن است،
اما عيب «دل»، تهى بودن از «محبت» است.
محبت، دل را مقدس و با ارزش مىسازد ، اما كدام محبت و عشقنسبت به چه چيز و چه كس؟
خانه دل ، بايد در اختيار محبتى قرار گيرد كه محبوب ، ارزش عشقورزيدن و دل دادن و جان باختن و از خود گذشتن را داشته باشد.
اين كلام، شعر و توصيف نيست، حقيقت زندگى و حقيقتديندارىاست.
اسلام، «مكتب حب» و آيين «عشق ورزى» است، اما نسبتبه آنكهبيرزد.
اگر «معرفت»، پايه « محبت » باشد، محبوب برتر، محرم راز و انيس دلمىشود.
«دل سرا پرده محبت اوست...»
كسى عاشق خدا مىشود كه خدا را بشناسد ، خوبي ها، احسان ها، نوازش ها،بزرگواري ها و نعمت هايش را بشناسد.
و گرنه، از جان بى معرفت، چه انتظارى براى « عشق خدا » داشتن و « محبوب ترين » را برگزيدن؟!
قلب سليم از كدورت هاى خودخواهى و غرور ، مىتواند بسترى براىاستقرار « محبت عارفانه » باشد.
دلى كه پر از تمنيات شيطانى و عشق به كامجوييهاى حيوانى باشد ، ديگر ظرفيتى براى عشق پاك و آسمانى نخواهد داشت.
اگر كسى راستبگويد كه عاشق خدا و اولياء الله است، اين عشقصادق او را مىسازد و مىپرورد و پيراسته و آراسته مىكند و به همسويى وهم خطى و همگامى و همدلى با محبوب مىكشاند.
اما... كجاست آن عشق صادق، و آن صداقت در عشق؟!
دلى كه طعم محبتخدا و اولياء را بچشد، محال است كه جايگزينديگرى براى آن برگزيند.
اين سخن امام سجادعليه السلام در «مناجات محبين» است كه:
«خدايا كيست كه طعم شيرين محبتت را چشيد و جز تو محبوب ديگرىبرگزيد...»
گرچه عشق، كمى بدنام و متهم شده است، ولى اگر «معشوق»، شايستهو ارزنده باشد و عشق، «صادق» و راستين، مىتواند سازنده انسان وزلالكننده روح و بالا برنده جان باشد.
عشق، به همرنگى و همراهى مىكشاند. و ايثار و گذشت و فداكارىمىآورد.
عشق، رها كردن « خود » و خواستهها و پسندهاى خود ، در پاى « ارادهمحبوب » و « پسند معشوق » مىآموزد.
ولى... تا آن محبوب و دلبر، چه و كه باشد.
سخن از « محبتخدا » بسيار گفته مىشود ، ولى اين گوهر نفيس كجا ونزد چه كسى است؟
اولياء الهى، پيوسته از خدا، اين عشق را خواسته و آرزو كردهاند.
راستى!... چه لذتى دارد كه انسان هم عاشق خدا باشد، هم معشوق او.هم حبيب باشد، هم محبوب، محبت دوجانبه و از دو سو (يحبهم ويحبونه).
اگر ذرهاى از آتش اين عشق در خرمن جان افتد ، مىسوزاند و خاكسترمىكند و از عاشق، سلب جهت كرده، عقربه دل و جانش را رو به سوىمعشوق مىگرداند.
امام عارفان و عاشقان، حضرت سجادعليه السلام در «مناجات محبين»مىفرمايد:
«خدايا! از تو محبت دوستدارانت را مىخواهم و عشق هر كارى كه مرا بهقرب تو برساند. مىخواهم كه عشق خودت را نزد من محبوبتر از جزخودت قرار دهى، عشقم را به تو، رهنماى به سوى رضوانت قرار دهى واشتياقم را به تو ، عامل ترك گناه سازى. خدايا!... منت نه، به من بنگر، با چشم دوستى و نگاه عاشقانه مرا بنگر، از من روى بر مگردان...».
آيا عشقى كه انسان را به «رضاى الهى» بكشاند و شوقى كه از«عصيان» باز دارد ، سازنده نيست؟!
خدايا، جرقهاى از اين آتش در جانمان بيفكن، تا بسوزيم و بسازيم و بهمقام «رضا» برسيم و «قرار» بگيريم.
«رضا»، ثمره محبت است. «محبت» هم ميوه درختيقين است.
از برجستهترين خصال اخلاقى و سلوك روحى، «رضا» است.
آنكه در پس جلوههاى ظاهرى دنيا و صحنههاى مشهود و علل واسباب پيدا، به تدبير و ارادهاى پنهان هم عقيده دارد و «مشيت الهى» رادر وراى تقديرات مىبيند ، نسبتبه آنچه پيش مىآيد ، با خوشبينىبرخورد مىكند.
صاحب «رضا» از آرامش روحى و طمانينه برخوردار است.
كسى هم كه به زمين و زمان و خدا و خلق خدا بدبين است و به ديده«عدم رضا» مىنگرد، پيوسته در رنج و حزن و اندوه است.
آنكه «يقين» و «محبت» دارد، «رضا» هم دارد، حتى از رنج و بلا،«لذت» هم مىبرد.
اين ديگ ز خامى است كه در جوش و خروش است چون پخته شد و لذت دم ديد، خموش است
ريشه بسيارى از افسردگي ها و غصهها، كمبود يا نبود ايمان و يقين وعشق به حيات و حيات آفرين است. اين كاستى، سبب مىشود آدمى خود را از كائنات، « طلبكار » بداند و چون چرخش روزگار به كام دل و بر وفقمرادش نباشد ، زبان به گلايه و شكوه بگشايد.
اولياء خدا راحت جسم و جان را در گوهر «رضا» مىجستند.
به فرموده مولايمان علىعليه السلام: «ارض، تسترح»
راضى باش، تا راحت و آسوده شوى.
در معيشت و رزق و روزى هم، آنكه به قسمتخدايى رضا باشد ، آسودهدل و راحت است. آنكه راضى نيست، اندوههاى جانكاه دارد.
ثمره قلبى و آثار مشهود و محسوس رضا، راحتى جسم و جان است واين كلام حضرت صادقعليه السلام است.
چه دارويى ثمربخشتر از « رضا »، براى غم زدايى سراغ داريد؟
به فرموده امام علىعليه السلام:
«الرضا ينفى الحزن».
رضامندى، اندوه را مىزدايد.
بندگى خدا كردن و به ولايت او گردن نهادن و محبت او را در عمق جانداشتن و به وعدهها و گفتههاى حضرت حق، باور و يقين داشتن، بوستانوجودمان را از گلهاى « رضا » خرم مىسازد.
و اگر « او » از انسان راضى باشد و چيزى را براى وى بپسندد ، چه لذتىبالاتر از رضامندى به رضاى حق؟!
|
|
| میلاد مظهر علم و عزت و عدالت و سخاوت و شجاعت، اسد الله الغالب، علی بن ابیطالب،مبارک باد! |
فضیلت و اعمال ماه مبارك رجب 
ماه رجب و ماه شعبان و ماه رمضان شرافت زیادی دارند و در فضیلت آنها روایات بسیاری وارد شده است. از حضرت رسول (صلى الله علیه و آله) روایت شده كه: ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضیلت به آن نمىرسد و جنگیدن با كافران در این ماه حرام است و رجب ماه خدا است و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است كسى كه یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودى خدای بزرگ میگردد و غضب الهى از او دور می گردد و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته گردد. از حضرت موسى بن جعفر(علیهماالسلام) روایت شده است كه: هر كس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، آتش جهنم یك سال، از او دور شود و هر كس سه روز از آن را روزه بگیرد بهشت بر او واجب می گردد.و همچنین فرمود كه: رجب نام نهرى است در بهشت که از شیر سفیدتر و از عسل شیرینتر است. هر كس یك روز از رجب را روزه بگیرد البته از آن نهر بیاشامد.
از امام صادق(علیه السلام) روایت است كه حضرت رسول اکرم( صلى الله علیه و آله) فرمود كه: ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را "أصب" مىگویند زیرا كه رحمت خدا در این ماه بر امت من بسیار ریخته مىشود پس بسیار بگوئید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ». ابن بابویه از سالم روایت كرده است كه گفت: در اواخر ماه رجب كه چند روز از آن مانده بود، خدمت امام صادق(علیه السلام)رسیدم. وقتی نظر مبارك آن حضرت بر من افتاد فرمود كه آیا در این ماه روزه گرفتهاى؟ گفتم نه والله اى فرزند رسول خدا. فرمود كه آنقدر ثواب از تو فوت شده است كه قدر آن را به غیر از خدا كسى نمىداند به درستى كه این ماهى است كه خدا آن را بر ماههاى دیگر فضیلت داده و حرمت آن را عظیم نموده و گرامی داشتن روزه دار را در این ماه بر خود واجب گردانیده است.پس گفتم یابن رسول الله اگر در باقیمانده این ماه روزه بدارم آیا به بعضى از ثواب روزهداران آن نائل مىگردم؟ فرمود: اى سالم هر كس یك روز از آخر این ماه را روزه بدارد خدا او را ایمن گرداند از شدت سكرات مرگ و از هول بعد از مرگ و از عذاب قبر و هر كس دو روز از آخر این ماه را روزه بگیرد از صراط به آسانى بگذرد و هر كس سه روز از آخر این ماه را روزه بگیرد ایمن گردد از ترس بزرگ روز قیامت و از شدتها و هولهاى آن روز و برات بیزارى از آتش جهنم به او عطا كنند. و بدان كه براى روزه ماه رجب فضیلت بسیار وارد شده است و روایت شده كه اگر شخصی قادر بر آن نباشد هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند تا ثواب روزه آن را دریابد: سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لا یَنْبَغِى التَّسْبِیحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَكْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزََّ وَ هُوَ لَهُ أَهْلٌ .
اعمال مشترك ماه مبارک رجب
اینها اعمالی است كه انجام دادن آنها متعلق به همه ماه است و اختصاصى به روز معینی ندارد و آن چند مورد است :1- در تمام ایام ماه رجب دعای ذیل را که روایت شده امام زین العابدین(علیه السلام) در حجر در غره خواندند، خوانده شود:
"یَا مَنْ یَمْلِكُ حَوَائِجَ السَّائِلِینَ وَ یَعْلَمُ ضَمِیرَ الصَّامِتِینَ لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ مِنْكَ سَمْعٌ حَاضِرٌ وَ جَوَابٌ عَتِیدٌ اللَّهُمَّ وَ مَوَاعِیدُكَ الصَّادِقَةُ وَ أَیَادِیكَ الْفَاضِلَةُ وَ رَحْمَتُكَ الْوَاسِعَةُ فَأَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّىَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَقْضِىَ حَوَائِجِى لِلدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ إِنَّكَ عَلَى كُلِّ شَىْءٍ قَدِیرٌ ."
2- دعایی را كه از امام صادق(علیه السلام) روایت شده، خوانده شود:
«خَابَ الْوَافِدُونَ عَلَى غَیْرِكَ وَ خَسِرَ الْمُتَعَرِّضُونَ إِلا لَكَ وَ ضَاعَ الْمُلِمُّونَ إِلا بِكَ وَ أَجْدَبَ الْمُنْتَجِعُونَ إِلا مَنِ انْتَجَعَ فَضْلَكَ بَابُكَ مَفْتُوحٌ لِلرَّاغِبِینَ وَ خَیْرُكَ مَبْذُولٌ لِلطَّالِبِینَ وَ فَضْلُكَ مُبَاحٌ لِلسَّائِلِینَ وَ نَیْلُكَ مُتَاحٌ لِلْآمِلِینَ وَ رِزْقُكَ مَبْسُوطٌ لِمَنْ عَصَاكَ وَ حِلْمُكَ مُعْتَرِضٌ لِمَنْ نَاوَاكَ عَادَتُكَ الْإِحْسَانُ إِلَى الْمُسِیئِینَ وَ سَبِیلُكَ الْإِبْقَاءُ عَلَى الْمُعْتَدِینَ اللَّهُمَّ فَاهْدِنِى هُدَى الْمُهْتَدِینَ وَ ارْزُقْنِى اجْتِهَادَ الْمُجْتَهِدِینَ وَلا تَجْعَلْنِى مِنَ الْغَافِلِینَ الْمُبْعَدِینَ وَ اغْفِرْ لِى یَوْمَ الدِّینِ .»
3- از امام صادق (علیه السلام) روایت شده كه در ماه رجب این خوانده شود:
«اللَّهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ صَبْرَ الشَّاكِرِینَ لَكَ وَ عَمَلَ الْخَائِفِینَ مِنْكَ وَ یَقِینَ الْعَابِدِینَ لَكَ اللَّهُمَّ أَنْتَ الْعَلِىُّ الْعَظِیمُ وَ أَنَا عَبْدُكَ الْبَائِسُ الْفَقِیرُ أَنْتَ الْغَنِىُّ الْحَمِیدُ وَ أَنَا الْعَبْدُ الذَّلِیلُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ وَ امْنُنْ بِغِنَاكَ عَلَى فَقْرِى وَ بِحِلْمِكَ عَلَى جَهْلِى وَ بِقُوَّتِكَ عَلَى ضَعْفِى یَا قَوِىُّ یَا عَزِیزُ اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الْأَوْصِیَاءِ الْمَرْضِیِّینَ وَ اكْفِنِى مَا أَهَمَّنِى مِنْ أَمْرِ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ.»
قابل توجه است که ادعیه دیگری نیز برای این ماه عزیز ذکر شده است که میتوانید به مفاتیح الجنان مبحث اعمال ماه رجب رجوع نمایید .4- از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت شده كه: هر كس در ماه رجب صد مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللَّهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَحْدَهُ لا شَرِیكَ لَهُ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ» و آن را به صدقه ختم فرماید حق تعالى براى او به رحمت و مغفرت و كسى كه چهار صد مرتبه بگوید بنویسد براى او اجر صد شهید عطا فرماید.5- از نبی مکرم اسلام روایت است: كسى كه در ماه رجب هزار مرتبه "لا إِلَهَ إِلا اللهُ" بگوید خداوند عز و جل براى او صد هزار حسنه عطا کند و براى او صد شهر در بهشت بنا فرماید .6- روایت است كسى كه در رجب در صبح هفتاد مرتبه و در شب نیز هفتاد مرتبه بگوید: "أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ" و پس از اتمام ذکر، دستها را بلند كند و بگوید: "اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِى وَ تُبْ عَلَىَّ" اگر در ماه رجب بمیرد خدا از او راضى باشد و به بركت ماه رجب، آتش او را مس نكند . 7- در کل این ماه هزار مرتبه ذکر: أَسْتَغْفِرُ اللهَ ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ مِنْ جَمِیعِ الذُّنُوبِ وَ الْآثَامِ " گفته شود؛ تا خداوند رحمان او را بیامرزد .8- سید بن طاووس در اقبال از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) فضیلت بسیاری براى خواندن سوره قل هو الله أحد نقل کرده است که ده هزار مرتبه یا هزار مرتبه یا صد مرتبه در این ماه تلاوت شود. و نیز روایت كرده كه هر كس در روز جمعه ماه رجب صد مرتبه سوره قل هو الله أحد را بخواند براى او در قیامت نورى شود كه او را به بهشت بكشاند. 9- سید بن طاووس از حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه و آله) روایت كرده كه: هر كس در روز جمعه ماه رجب، مابین نماز ظهر و عصر، چهار ركعت نماز بگزارد و در هر ركعت حمد یك مرتبه و آیة الكرسى هفت مرتبه و قل هو الله أحد پنج مرتبه بخواند، و سپس ده مرتبه بگوید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ الَّذِى لا إِلَهَ إِلا هُوَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ» حق تعالى براى او از روزى كه این نماز را گزارده تا روزى كه بمیرد هر روز هزار حسنه به او عطا فرماید، و او را به هر آیهای كه خوانده شهرى در بهشت از یاقوت سرخ و به هر حرفى قصرى در بهشت از دُرّ سفید دهد و تزویج فرماید او را حورالعین و از او راضى شود .10- سه روز از این ماه را كه پنجشنبه و جمعه و شنبه باشد روزه گرفته شود. زیرا كه روایت شده هر كس در یكى از ماههاى حرام، این سه روز را روزه بدارد حق تعالى براى او ثواب نهصد سال عبادت بنویسد. 11- از حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) روایت شده است كه: هر كس در یك شب از شبهاى ماه رجب ده ركعت نماز به این نحو که در هر ركعت حمد و قل یا ایها الكافرون یك مرتبه و توحید سه مرتبه بخواند، خداوند گناهان او را میآمرزد.
برگرفته از مفاتیح الجنان
ولادت پرشكوه فاطمه(علیهاالسلام)![]()
پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در سال پنجم بعثت، که سال ولادت فرزندش بود؛ در سختترین
شرائط و حالات به سر مىبرد.
اسلام منزوى بود، و مسلمانان اندك نخستین، شدیداً تحت فشار .
محیط مكه بر اثر شرك و بت پرستى و جهل و خرافات و جنگهاى قبایل عرب و حاكمیت زور و
بینوایى تودههاى مردم، تیره و تار بود.
پیامبر(صلی الله علیه و آله) به آینده مىاندیشید، آیندهاى درخشان از پشت این ابرهاى سیاه و
ظلمانى، آیندهاى كه با توجه به اسباب عادى و ظاهرى بسیار دوردست و شاید غیر ممكن بود.
در همین سال حادثه بزرگى در زندگى پیامبر رخ داد، به فرمان خدا براى مشاهده ملكوت آسمانها
به معراج رفت، و به مصداق «لنریه من آیاتنا الكبرى» آیات عظیم پروردگار در پهنه بلند آسمان را
با چشم خود دید، و روح بزرگش بزرگتر شد، و آماده پذیرش رسالتى سنگینتر، توأم با امید
بیشتر .
در روایتى از اهل سنت و شیعه - كه هر دو بر آن تأكید دارند - مىخوانیم: پیامبر(صلی الله علیه و
آله) در شب معراج از بهشت عبور مىكرد، جبرئیل از میوه درخت طوبى به آن حضرت داد، و
هنگامى كه پیامبر(صلی الله علیه و آله) به زمین بازگشت نطفه فاطمه زهرا (سلام الله علیها) از آن
میوه بهشتى منعقد شد.
لذا در حدیث مىخوانیم كه پیامبر(صلی الله علیه و آله) فاطمه (سلام الله علیها) را بسیار مىبوسید،
روزى همسرش عایشه بر این كار خرده گرفت، كه چرا این همه دخترت را مىبوسى؟!
این مولود بزرگ از عصاره پاك میوههاى بهشتى و از پدرى همچون پیامبر(صلی الله علیه و آله)،
و مادر ایثارگر و فداكارى همچون «خدیجه» در روز بیستم جمادى الثانى گام به دنیا نهاد، و طعن و

سرزنشهاى مخالفین كه پیامبر را بدون «نسل جانشین» مىپنداشتند، همگى نقش بر آب شد، و به
مضمون سوره «كوثر» فاطمه زهرا چشمه جوشان براى ادامه دودمان پیامبر و ائمه هدى و خیر
كثیر در طول قرون و اعصار، تا روز قیامت شد.
پیامبر(صلی الله علیه و آله) در جواب فرمود:
«من هر زمان فاطمه را مىبوسم، بوى بهشت را از او استشمام مىكنم.»
و به این ترتیب این مولود بزرگ از عصاره پاك میوههاى بهشتى و از پدرى همچون پیامبر(صلی
الله علیه و آله)، و مادر ایثارگر و فداكارى همچون «خدیجه» در روز بیستم جمادى الثانى گام به
دنیا نهاد، و طعن و سرزنشهاى مخالفین كه پیامبر را بدون «نسل جانشین» مىپنداشتند، همگى
نقش بر آب شد، و به مضمون سوره «كوثر» فاطمه زهرا چشمه جوشان براى ادامه دودمان پیامبر
و ائمه هدى و خیر كثیر در طول قرون و اعصار، تا روز قیامت شد.
این بانوى بهشتى نامهایی داشت كه هر كدام از دیگرى پر معنىتر بود: 1- فاطمه، 2- صدیقه، 3-
طاهره، 4- مباركه، 5- زكیه، 6- راضیه، 7- مرضیه، 8- محدثه، 9- زهرا و هر یك بیانگر اوصاف
و بركات وجود پربركت او است.
همین بس كه در نام معروفش «فاطمه» بزرگترین بشارت براى پیروان مكتبش نهفته است، چرا كه
«فاطمه» از ماده «فطم» به معنى جدا شدن، یا باز گرفتن از شیر است، و طبق حدیثى كه از پیامبر
گرامى اسلام(صلی الله علیه و آله) روایت شده به امیر مؤمنان على(علیه السلام) فرمود:
«مى دانى چرا دخترم، فاطمه نامیده شد؟
عرض كرد: بفرمائید.
فرمود: براى آن كه او و شیعیان و پیروان مكتبش از آتش دوزخ باز گرفته شدهاند!»
از میان نامهاى او نام «زهرا» نیز درخشندگى و فروغ خاصى دارد، از امام صادق(علیه السلام)
پرسیدند: چرا فاطمه را «زهرا» مىنامند؟
فرمود: «زیرا زهرا به معنى درخشنده است و فاطمه چنان بود كه چون در محراب عبادت
مىایستاد، نور او براى اهل آسمانها پرتو افكن مىشد، همانگونه كه نور ستارگان براى اهل زمین
[پرتو افكن است]، لذا زهرا نام نهاده شد.»
![]()
![]()
![]()
ادامه مطلب را بخوانید.
آرزوهاى دراز!

« آرزوهاى دور و دراز » و به تعبير ديگر « طول امل » از مهمترين رذايل اخلاقى است كه انسان را به
انواع گناهان آلوده مىكند، از خدا دور مىسازد، به شيطان نزديك مىكند و گرفتار عواقب خطرناكى مىسازد.
البته اصل «آرزو و اميد» نه تنها مذموم و نكوهيده نيست، بلكه نقش بسيار مهمى در حركت چرخهاى زندگى
و پيشرفت در جنبههاى مادى و معنوى بشر دارد.
اگر اميد و آرزو در دل «مادر» نباشد هرگز فرزندش را شير نمىدهد و انواع زحمتها و ناراحتىها را براى
پرورش او تحمل نمىنمايد، همان گونه كه در حديث معروف نبوى آمده است: «الامل رحمة لاُمتى و لولا
الامل ما رضعت والدة ولدها و لا غرس غارس شجرها!؛ اميد و آرزو، رحمت براى امت من است و اگر اميد
و آرزو نبود هيچ مادرى فرزندش را شير نمىداد و هيچ باغبانى نهالى نمىكاشت». 1
كسى كه يقين كند مثلا امروز روز آخر زندگى اوستيا در آينده بسيار نزديكى از دنيا مىرود، دست از همه
كار مىشويد و در واقع موتور زندگى او خاموش مىشود و چرخهاى آن از كار مىافتد و شايد يكى از دلايل
مخفى بودن پايان عمر هر كس همين باشد كه چراغ پر فروغ اميد و آرزو در دلش خاموش نشود و به
تلاشهاى زندگى ادامه دهد.
آرزو و اميد نه تنها مذموم و نكوهيده نيست، بلكه نقش بسيار مهمى در حركت چرخهاى زندگى و پيشرفت در
جنبههاى مادى و معنوى بشر دارد
همان گونه كه در حديثى از حضرت مسيح عليهالسلام مىخوانيم: «در جايى نشسته بود و پيرمردى را
مشاهده كرد كه با كمك بيل به شكافتن زمين مشغول است (و تلاش گرم و مستمرى براى كار كشاوزى دارد)
حضرت مسيح عليهالسلام به پيشگاه خدا عرضه داشت: «خداوندا اميد و آرزو را از او برگير!» ناگهان
پيرمرد بيل را به كنارى انداخت و روى زمين دراز كشيد و خوابيد، كمى بعد حضرت مسيح عليهالسلام
عرضه داشت: «بارالها! اميد و آرزو را به او بازگردان!» ناگهان
مشاهده كرد كه پيرمرد برخاست و دوباره مشغول فعاليت و كار شد! حضرت مسيح عليهالسلام از او سؤال
كرد كه من دو حال مختلف از تو ديدم، يك بار بيل را به كنار افكندى و روى زمين خوابيدى، بار ديگر ناگهان
برخاستى و مشغول كار شدى! چرا؟
پيرمرد گفت: « اول فكر كردم من پير و ناتوانم و آفتاب لب بامم، امروز بميرم يا فردا خدا مىداند، چرا اين
همه به خود زحمت دهم و اين همه تلاش كنم؟ بيل را به كنار انداختم و بر زمين خوابيدم!
ولى چيزى نگذشت كه اين فكر به خاطرم آمد كه از كجا معلوم من سالهاى زيادى زنده نمانم؟ افرادى مثل من
بودند و سالها عمر كردند، انسان تا زنده است زندگى آبرومند مىخواهد و بايد براى خود و خانوادهاش تلاش
كند، برخاستم و بيل را گرفتم و مشغول كار شدم». 2
به همين دليل براى ايجاد تحرك بيشتر در گروههاى مختلف اجتماعى بايد اميد به آينده را در دل آنها زنده نگه
داشت.
ولى همين اميد و آرزو كه رمز حركت و تلاش انسانهاست و مانند قطرات حياتبخش باران، سرزمين دل
انسان را زنده نگه مىدارد، اگر از حد بگذرد به صورت سيلابى ويرانگر در مىآيد و همه چيز را با خود
مىبرد و سرانجام انسان را غرق دنياپرستى و ظلم و جنايت و گناه مىكند.
شديدترين چيزى كه از آن بر شما مىترسم دو خصلت است: پيروى از هوا و هوس و آرزوى طول و دراز
به همين دليل پيامبر اكرم صلياللهعليهوآله «طول امل» را يكى از دو دشمن بسيار خطرناك براى انسانها
شمرده و فرموده است: «خصلتان اتباع الهوى و طول الامل، فاما اتباع الهوى فانه يعدل عن الحق، اما طول
الامل فانه يحبب الدنيا؛ شديدترين چيزى كه از آن بر شما مىترسم دو خصلت است: پيروى از هوا و آرزوى
طول و دراز؛ زيرا هواپرستى شما را از حق بازمىدارد و اما آرزوى دور و دراز شما را حريص بر دنيا
مىكند». 3
شبيه همين معنى با كمى تفاوت در نهج البلاغه از اميرمؤمنان على عليهالسلام آمده است. 4
طور كلى مورد بررسى قرار مىدهيم:
1- و به خاطر بياوريد كه خداوند شما را جانشينان قوم «عاد"قرار داد و در زمين مستقر ساخت كه در
دشتهايش، قصرها براى خود بنا مىكنيد و در كوهها براى خود خانهها مىتراشيد! بنابراين نعمتهاى خدا را
متذكر شويد و در زمين به فساد نكوشيد. 5
2- آيا شما بر هر مكان مرتفعى نشانهاى از روى هوا و هوس مىسازيد؟! - و قصرها و قلعههاى زيبا و
محكم بنا مىكنيد، شايد در دنيا جاودانه بمانيد؟! 6
3- (منافقان) آنها را صدا مىزنند «مگر ما با شما نبوديم؟! مىگويند «آرى ولى شما خود را به هلاكت
افكنديد و انتظار(مرگ پيامبر را) كشيديد و(در همه چيز) شك و ترديد داشتيد و آرزوهاى دور و دراز شما را
فريب داد تا فرمان خدا فرارسيد و شيطان فريبكار(نيز) شما را در برابر (فرمان) خداوند فريب داد! 7
براى ايجاد تحرك بيشتر در گروههاى مختلف اجتماعى بايد اميد به آينده را در دل آنها زنده نگه داشت
4- آيا وقت آن نرسيده است كه دلهاى مؤمنان در برابر ذكر خدا و آنچه از حق نازل كرده است خاشع گردد؟!
و مانند كسانى نباشند كه در گذشته به آنها كتاب آسمانى داده شد، سپس زمانى طولانى بر آنها گذشت و
قلبهايشان قساوت پيدا كرد و بسيارى از آنها گنهكارند! 8
5- بگذار آنها بخورند و بهره گيرند و آرزوها آنان را غافل سازد ولى به زودى خواهند فهميد! 9
6- آيا آنچه انسان تمنا دارد به آن مىرسد؟! - در حالى كه آخرت و دنيا از آن خداست! 10
7- واى بر هر عيب جوى مسخره كنندهاى! - همان كس كه مال فراوانى جمع آورى و شماره كرده(بى آنكه
مشروع و نامشروع آن را حساب كند)! - او گمان مىكند كه اموالش او را جاودانه مىسازد! 11
8- كسانى كه بعد از روشن شدن هدايت براى آنها، پشت به حق كردند، شيطان اعمال زشتشان را در
نظرشان زينت داده و آنان را با آرزوهاى طولانى فريفته است! 12
منبع :تبیان

جان کلام از زبان جانان
«خوارترین مردم کسی است که مردم را خوار شما رد.»
«شجاعترین مردم آن کس است که بر هوس خویش تسلط یابد»
«بهترین کسبها آن است که مرد با دست خود کار کند.»
«بهترین اقسام ایمان آن است که بدانی هر جا هستی خدا با تست.»
«لذت حسود از همه کس کمتر است.»
«خدایا مرا به علم توانگر ساز و به حلم زینت بخش و به تقوی عزیز کن و به عافیت زیبایی ده.»
«ناتوانترین مردم کسی است که از دعا ناتوان باشد.»
«پشیمانتر از همه مردم در روز قیامت، مردی است که آخرت خود را به دنیای دیگری فروخته است.»
«تواضع مایه بزرگی است، تواضع کنید تا خدا شما را بزرگ کند.»
«صدقه موجب فزونی مال است، صدقه دهید تا خدا مالتان را زیاد کند.»
«صدقه خشم خداوند را فرو مینشاند و از مرگ بد جلوگیری میکند.»
«خداوند به وسیله نیکی با پدر و مادر عمر انسان را زیاد میکند.»
«نخستین چیزی که به حساب آن میرسند نماز است.»
«از لجاجت بپرهیز که آغازش جهالت است و انجامش ندامت.»
«از یار بد بپرهیز که ترا به او شناسند.»
«استغفار وسیله محو گناهان است.»
«دروغ روزی را کاهش میدهد.»
«با پدران خود نیکی کنید تا فرزندانتان با شما نیکی کنند.»
«پرخوری دل را سخت میکند.»
«سحرخیز باشید، زیرا سحرخیزی مایه برکت است.»
«کمال نیکی آن است که در نهان همان کنی که در آشکار انجام میدهی.»
«به یکدیگر هدیه بدهید تا رشته محبتتان استوار شود زیرا هدیه موجب افزایش محبت میگردد و کینه و کدورت را
از میان میبرد.»
«توبه از گناه این است که دیگر مرتکب آن نشوی.»
«گشادهرویی کینه را میبرد.»
«بهشت با ناملایمات قرین است و جهنم با خواستنیها همراه است.»
«صدقه گناه را از بین میبرد، چنانکه آب آتش را خاموش میکند.»
«حیا ،مایه زینت است.»
«تقوا ،مایه بزرگی است.»
«بهترین برادران شما کسانی هستند که عیوبتان را به شما آشکارا بگویند.»
التماس دعا!

خیال می کنم دوستم نداری!
از رحمت خدا ناامید نشوید؛ زیرا تنها کافــــــــران از رحمت خد ا ناامـــــــــــــــــــید میشـــــــــــوند.
خدایا! گاهی وقتها که داری امتحانم میکنی و من حواسم نیست که این امتحان است. گاهی که چند تا
اشتباه پشت سر هم انجام میدهم، خودم را میبازم و کم میآورم. گاهی فکر میکنم دیگر هیچ وقــت،
هیچ چیز درست نمیشـــــــود.
فکر میکنم مهربانیهایت تمام شده و دیگر نه برایت مهمم و نه دوستم داری. خیال میکنم طنابی که
مرا به تو میرساند، پاره شده و من آویزانم بین آسمان و زمین. فکر میکنم گم شدهام و دیگر هیـــــچ
وقت پیدایم نمیکنی. صدایت میکنم و فکر میکنم نمیشنوی، یا خودت را به نشنیدن میزنی. جوابم
را نمیهی. محلم نمیگـــذاری.
اصلاً انگار نه انگار که من هستم. آن وقت است که فکر میکنم نیستی؛ چون اگر بودی، حتماً یک
کــــــــــاری میکردی. اسم این حـــــــــسها، که آدم را مچاله میکـــــــــــــــــند، ناامیدی اســـــــت.
میدانم تو از ناامیدی بدت میآید و ناامیدها را دوست نداری. میگویی ناامیدی یک جور کفر اســت،
یک جور فراموش کردن تو. راست میگویی؛ اما با همه این حرفها گاهی نمیتوانم ناامید نشــــــوم.
فکر میکنم ناامیدی کار شیطان باشــــــــــــد.
آیا هیچ پیش آمده که خودت را ببازی و حسابی احساس ناامیدی کنی؟ کی این اتــــــــــــفاق افتــــــاده؟
میتوانی همه ماجرا را از اول تعریف کنی؟
منبع: تبیان

|
|
در وصف بهار از زبان سعدی
|
بامدادی که تفاوت نکند لیل و نهار |
|
خوش بود دامن صحرا و تماشای بهار |
|
صوفی از صومعه گو خیمه بزن بر گلزار |
|
که نه وقتست که در خانه بخفتی بیکار |
|
بلبلان وقت گل آمد که بنالند از شوق |
|
نه کم از بلبل مستی تو، بنال ای هشیار |
|
آفرینش همه تنبیه خداوند دلست |
|
دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار |

|
این همه نقش عجب بر در و دیوار وجود |
|
هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار |
|
کوه و دریا و درختان همه در تسبیحاند |
|
نه همه مستمعی فهم کنند این اسرار |
|
خبرت هست که مرغان سحر میگویند |
|
آخر ای خفته سر از خواب جهالت بردار |
|
هر که امروز نبیند اثر قدرت او |
|
غالب آنست که فرداش نبیند دیدار |

|
تا کی آخر چو بنفشه سر غفلت در پیش |
|
حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار |
|
کی تواند که دهد میوهی الوان از چوب؟ |
|
یا که داند که برآرد گل صد برگ از خار |
|
وقت آنست که داماد گل از حجلهی غیب |
|
به در آید که درختان همه کردند نثار |
|
آدمیزاده اگر در طرب آید نه عجب |
|
سرو در باغ به رقص آمده و بید و چنار |

|
باش تا غنچهی سیراب دهن باز کند |
|
بامدادان چو سر نافهی آهوی تتار |
|
مژدگانی که گل از غنچه برون میآید |
|
صد هزار اقچه بریزند درختان بهار |
|
باد گیسوی درختان چمن شانه کند |
|
بوی نسرین و قرنفل بدمد در اقطار |
|
ژاله بر لاله فرود آمده نزدیک سحر |
|
راست چون عارض گلبوی عرق کردهی یار |

|
باد بوی سمن آورد و گل و نرگس و بید |
|
در دکان به چه رونق بگشاید عطار؟ |
|
خیری و خطمی و نیلوفر و بستان افروز |
|
نقشهایی که درو خیره بماند ابصار |
|
ارغوان ریخته بر دکه خضراء چمن |
|
همچنانست که بر تختهی دیبا دینار |
|
این هنوز اول آزار جهانافروزست |
|
باش تا خیمه زند دولت نیسان و ایار |
|
جهان سرسبز و خرم گشت از ميلاد پيغمــــــــــبر منور قــــــلب عالم گشت از ميلاد پيغمبر بده ساقي مي باقي كه غرق عشـــــــــــــــــرت و شادي دل اولاد آدم گشت از ميلاد پيغمبر تعالي الله از اين نعمت كز او اسباب آسايـــــــــــــــش براي ما فراهم گشت از ميلاد پيغمبر ز لــــطف و رحمــــــــت ايزد ز يمن مقد م احمد ظـــــــهور حق مـــسلم گشت از ميلاد پيغمبر بشام هفـــــده ماه ربـــــــــــــــــيع و سا ل عامل الفيل سالت ختم خاتــــم گشت از ميلاد پيغمبر بشـــارت ده به مشتاقــــــــــــان كه ز امر قادر منان دل ما عاري از غم گشت از ميلاد پيغمبر ز نامـــــوس قدر بشـــــــــــــنو تو گلــبانگ خطر زيرا سر نابخردان خم گشت از ميلاد پيغمبر بناي جهـــــــــــــل ويران شد ز يـــمن ميمنت بارش جهان از علم اعلم گشت از ميلاد پيغمبر دوصد اعجاز شد ظاهر كه در عرش علي حيران دو صدعيسي ابن مريم گشت از ميلاد پيغمبر بشــــــد درياچـــــــــــه ساوه تهي از آب و برعكسش سماوه همچنان يم گشت از ميلاد پيغمبر به شهــــــــــر فارس چون شمعي بشد آتشكده خاموش جمال حق مجسم گشت از ميلاد پيغمبر ز يمن مقدمــــــــــــش منشق جدار طاق كسري شد كه حيران خسرو جم گشت از ميلاد پيغمبر قدم در ملـــــك هستي زد چو خـــــــتم الانبيــــــــــا احمد مقام ما مقدّم گشــــــت از ميلاد پيغمبر نواي بانگ جاءالحق بباطـــــــل چيره شد ايدل نظـــــــــــــــــام دين منظّم گشت از ميلاد پيغمبر ز حسن پرتو رويـــــــــش خجل در مغرب و مشرق مه و خورشيد اعظم گشت از ميلاد پيغمبر من « ژوليده » مي گويم بگو بر دوستارانش كه شرّ دشمنان كم گشت از ميلاد پيغمبر |
شاعر: ژوليده نيشابوري
ميلاد امام جعفر صادق عليه السلام، مؤسس فقه جعفري را به ساحت مقدس ولي عصر و الزمان حجة بن الحسن العسکري تبريک و تهنيت عرض
مي نمائيم.
خجسته ميلاد برگزيده ترين رسول آسماني و نويد بخش آزادي جاوداني، حضرت محمد مصطفي صلي الله عليه و اله مبارک باد.

|
| ||
|
|





ميلاد پيغمبر